پیوت در بورس چیست


پیوت پوینت‌ها و راهنمای جامع استفاده از آن

پیوت پوینت‌ها ( Pivot Points ) یکی از ابزارهایی هستند که همیشه مورد استفاده معامله‌گران قرار داشته‌اند اما با این حال خیلی‌ها درک درستی از آن ندارند. در این مطلب قصد داریم تا مهمترین مفاهیم پیوت پوینت‌ها که در معاملات شما تاثیر بسزایی دارند را بررسی کنیم. با طلاچارت همراه باشید…

پیوت‌ پوینت‌ها چه هستند؟

پیوت پوینت‌ها در واقع سطوحی از قیمت هستند که بر اساس نوسانات قبلی قیمت محاسبه می‌شوند. محاسبه پیوت اصلی بسیار ساده است. کافیست بالاترین ( High )، پایین‌ترین ( Low ) و قیمت پایانی ( Close ) روز قبلی را با یکدیگر جمع کرده و تقسیم بر ۳ کنید. به همین راحتی پیوت مرکزی یا همان پیوت اصلی محاسبه خواهد شد. بنابراین دیدید که پیوت پوینت مرکزی در واقع میانگین نوسانات روز گذشته می‌باشد.

البته شما می‌توانید به جای اینکه پیوت پوینت را بر اساس بالاترین، پایین‌ترین و قیمت پایانی روز قبلی را محاسبه کنید، این کار را برای نوسانات ماه گذشته، هفته گذشته، چهار ساعت یا یک ساعت اخیر انجام دهید. بنابراین پیوت پوینت‌ها را برای هر دوره زمانی که مدنظرتان باشد می‌توانید محاسبه کنید و محدودیتی نخواهید داشت. اما توجه داشتید باید که هرچه پیوت پوینت شما از نوسانات بلند مدت‌تری محاسبه شده باشد دارای قدرت بیشتری خواهد بود.

در تصویر زیر بالاترین، پایین‌ترین و قیمت پایانی هفته گذشته علامت گذاری شده‌اند. همانطور که می‌بینید، پیوت مرکزی هفته بعدی (خط قرمز رنگ) میانگینی از سه قیمت قبلی است.

پیوت‌ پوینت‌ها

در بالا و پایین پیوت مرکزی نیز سطوح دیگری قرار دارند. در بالای پیوت مرکزی سطوح R1 تا R3 قرار دارند و در پایین پیوت مرکزی نیز سطوح S1 تا S3 قرار می‌گیرند. همانطور که احتمالا از حرف اختصاری این سطوح متوجه شده‌اید، سطوح R برای مقاومت‌ها و سطوح S برای حمایت‌های پیش رو هستند.

پیوت‌ پوینت‌ها

سطوح حمایت و مقاومتی پیوت بر اساس پیوت مرکزی و بالاترین و پایین‌ترین قیمت نوسانات اخیر محاسبه می‌شوند. در ادامه فرمول محاسبات این سطوح را نیز می‌توانید مشاهده کنید.

R1 = (۲ x P) – L

R2 = P + H – L

( R3 = H + 2 x (P – L

S1 = (۲ x P) – H

S2 = P – H + L

( S3 = L – 2 x (H – P

البته نیازی به دانستن و حفظ کردن این محاسبات نخواهید داشت. چرا که در نرم افزارهای معاملاتی اندیکاتورهایی وجود دارند که به سادگی و با چند کلیک سطوح پیوت پوینت را برای هر تایم فریمی که مدنظرتان باشد محاسبه می‌کنند. همچنین به جز اندیکاتورها، ماشین حساب‌های پیوت نیز به وفور در اینترنت پیدا می‌شوند. کافیست عبارت Pivot Point Calculator را در گوگل جستجو کنید تا آنها را پیدا کنید.

چگونه پیوت پوینت را به نمودار خود اضافه کنیم؟

همانطور که گفتیم در نرم افزارهای تحلیلی و معاملاتی اندیکاتورهای مختلفی برای ترسیم اتوماتیک سطوح پیوت وجود دارند. در ادامه ما دو اندیکاتور را برای نرم افزار متاتریدر (و سایر برنامه‌های مبتنی بر آن مانند مفید تریدر و …) و تریدینگ ویو به شما معرفی خواهیم کرد.

برای استفاده از اندیکاتور پیوت پوینت در تریدینگ ویو کافیست از بخش اندیکاتورها آیتم Pivot Point Standard را انتخاب کنید. برای انجام این کار طبق تصویر زیر روی دکمه Indicators (یا اندیکاتورها) کلیک کرده و در کادر جستجو عبارت PPS را تایپ کنید. سپس اندیکاتور Pivot Point Standard را انتخاب نمایید.

برای نسخه‌های ۴ و ۵ متاتریدر نیز می‌توانید اندیکاتورهایی که در دو لینک زیر قرار داده شده‌اند را دانلود و نصب کنید. بعد از نصب از طریق بخش Navigator می‌توانید اندیکاتور را گرفته و روی چارت بکشید و رها کنید تا سطوح پیوت را به شما نشان دهند.

چگونه از پیوت پوینت‌ها در معاملات خود استفاده کنیم؟

روش‌های مختلفی برای استفاده از پیوت پوینت‌ها وجود دارد. بعضی‌ها به شکل ساده و تنها بر اساس همین سطوح ترید می‌کنند و برخی دیگر نیز پیوت پوینت‌ها را با سایر ابزارها و اندیکاتورهای تکنیکالی ترکیب می‌کنند. ما در این مطلب از سایت طلاچارت چند روش را به شما نشان خواهیم داد.

ابتدا طبق روشی که در بالا اشاره کردیم اندیکاتور Pivot Point Standard را به نمودارتان اضافه کنید. بعد از اضافه شدن اندیکاتور به نمودار، احتمالا نمودارتان فشرده خواهد شد که به دلیل نمایش سطوح پیوت می‌باشد. بنابراین با کلیک چپ ماوس نوار قیمت که در سمت راست نمودار قرار دارد را گرفته و چند بار به سمت بالا بکشید تا حالت نمایش کندل‌ها واضح‌تر شود.
اکنون روی آیکون چرخ دنده که در مقابل نام اندیکاتور Pivot Point Standard قرار دارد کلیک کنید تا وارد بخش تنظیمات شوید. حالا بایستی تغییرات زیر را انجام دهید.

ابتدا مطمئن شوید که گزینه Type روی حالت Traditional قرار تنظیم شده است. در واقع حالت‌های مختلفی از پیوت‌ها وجود دارند که ما فعلا به همان حالت اصلی آن احتیاج داریم.

گزینه Show Historical Pivots را غیر فعال کنید تا پیوت‌هایی که مربوط به روزهای قبلی هستند نمایش داده نشوند.

در نهایت گزینه Pivot Timeframe را روی Daily تنظیم کنید تا سطوح پیوت روزانه نمایش داده شوند.

پیوت‌ پوینت‌ها

روش اول: استفاده کلاسیک از سطوح پیوت

در این روش، خیلی ساده از خود سطوح پیوت برای انجام معاملات استفاده می‌کنیم. به این معنا که هیچ ابزار دیگری را با آن ترکیب نمی‌کنیم. در واقع اگر قیمت زیر پیوت مرکزی قرار داشته باشد پیوت در بورس چیست و سپس به آن برسد، انتظار واکنش نزولی خواهیم داشت. و بالعکس اگر قیمت در بالای پیوت مرکزی باشد و سپس به آن برسد انتظار واکنش صعودی را داریم. تکلیف سطوح حمایتی ( S ) و مقاومتی ( R ) پیوت‌ها نیز مشخص است. اگر به حمایت پیوتی برسیم میخریم و اگر به مقاومت پیوتی برسیم می‌فروشیم.

البته نیازی به توضیح نیست که چنین روشی دارای ریسک‌هایی است و بهتر است با سایر ابزارهای تکنیکال ترکیب شود تا موقعیت‌های مطمئن‌تری را به ما نشان دهند.

حالا به سراغ مثال‌هایی از این روش خواهیم رفت. ابتدا با مثالی از نمودار اونس طلای جهانی شروع می‌کنیم.

همانطور که در نمودار اونس مشاهده می‌کنید قیمت دو بار به شکل بسیار زیبایی توسط پیوت مرکزی برگشت داده شده است که با هایلایت زرد رنگ و فلش آن برگشت‌ها را مشخص کرده‌ایم.

همچنین بعد از شکسته شدن پیوت مرکزی قیمت تا نزدیکی سطح S1 ریزش کرده و دوباره برگشته است. دلیل این برگشت را در ادامه همین مطلب متوجه خواهید شد.

پیوت‌ پوینت‌ها

در مثال دیگری بعد از گذشت حدودا یک ساعت از زمان شروع معاملات قیمت به سمت سطح R1 حرکت کرده است اما با فشار فروشندگان در فاصله ۶ هزار تومانی این سطح شاهد ریزش قیمت بوده‌ایم.

بعد از آن قیمت بدون توجه خاصی به پیوت مرکزی آن را شکسته و به سطح S1 رسیده‌ و از همانجا به سمت بالا برگشته است و واکنش خوبی را از این سطح شاهد بوده‌ایم.

روش دوم: معامله بر اساس شکست سطوح پیوت

احتمالا از نام همین روش نیز متوجه کلیات کار شده‌اید. به بیان خیلی ساده در اینجا ما از روش شکست سطوح یا همان Breakout Trading استفاده می‌کنیم. کافیست منتظر شکست یکی از سطوح پیوت باشید و پس از آن وارد معامله شوید و معامله را تا رسیدن به سطح پیوت بعدی باز نگه دارید.

البته این روش نیز ریسک‌هایی به همراه دارد. ریسک‌هایی که ناشی از شکست‌های جعلی و برگشت دوباره قیمت می‌شود. در این شرایط نیز می‌توانید صبر کنید و در پولبک قیمت به سطح پیوت شکسته شده وارد بازار شوید.

در مثال زیر که از نمودار GBP/AUD می‌باشد می‌بینید که قیمت بعد از کمی حرکت رنج زیر پیوت مرکزی بالاخره موفق به شکست آن شده است (فلش آبی). اما بهتر است برای جلوگیری از به دام افتادن در تله شکست‌های جعلی، صبر کنیم تا قیمت مدتی بالاتر از سطح مدنظر تثبیت شده و سپس در پولبک به آن وارد معامله شویم. در واقع جایی که با فلش سبز رنگ مشخص شده است چنین حالتی را نشان می‌دهد.

بعد از آن هم می‌بینیم که قیمت به زیبایی به سطح R1 پیوت که هدف ماست رسیده است. به طور کلی واکنش‌های مختلفی به سطوح پیوت در تصویر زیر می‌بینیم که بسیار زیبا هستند.

پیوت پوینت ها

در مثال دیگری در ابتدای شروع معاملات در بالای پیوت مرکزی قرار داشته است. حدودا یک ساعت بعد از شروع بازار قیمت موفق به شکست و تثبیت زیر پیوت مرکزی شده است (فلش آبی). سپس قیمت دوبار حرکت پولبک را انجام داده و موقعیت مناسبی را برای فروشندگان بوجود آورده است (فلش‌های سبز رنگ).
بعد از آن هم مشاهده می‌کنید که قیمت حرکت نزولی بسیار خوبی انجام داده و به سطح S1 پیوت که همان هدف ما می‌باشد رسیده است.

روش سوم: ترکیب پیوت و تکنیک تبدیل سطوح (COP)

قبلا در مطلبی به طور کامل تکنیک تبدیل سطح یا همان COP را برررسی کرده‌ایم که از این لینک می‌توانید آن را مطالعه کنید. این تکنیک یکی از اصول پایه‌ای بازار و تحلیل تکنیکال است و تقریبا اکثر حرکات بازار بر اساس آن شکل می‌گیرد. بنابراین یادگیری آن بسیار مهم و البته خیلی هم ساده است.

حالا ما می‌توانیم سطوح پیوت را با همین تکنیک ترکیب کرده تا معاملاتی با احتمال موفقیت بالاتر را پیدا کنیم. در واقع کافیست سطوح پیوت شما منطبق یا در فاصله نزدیکی با سطوح COP باشند.

در مثال زیر که باز هم روی نمودار GBP/AUD می‌باشد مشاهده می‌کنید که قیمت در روز جاری به نزدیکی پیوت مرکزی رسیده است. با نگاهی به گذشته قیمت می‌بینیم که اینجا یک سطح COP نیز می‌باشد. بنابراین با توجه به نزدیک بودن این دو سطوح به یکدیگر می‌توانیم انتظار برگشت قیمت به سمت بالا بعد از رسیدن قیمت به محدوده این دو سطح را داشته باشیم.

در مثال دیگری از بازار داخلی مشاهده می‌کنید که قیمت بعد از باز شدن بازار با یک گپ مثبت به پیوت مرکزی که در نزدیکی یک سطح COP قرار دارد رسیده و سپس در همینجا دو بار (فلش‌های آبی رنگ) با واکنش نزولی مورد انتظار ما مواجه شده است.

روش چهارم: ترکیب پیوت‌ و اندیکاتورها

شما می‌توانید سیگنال‌های اندیکاتورها و اسیلاتورهای مورد استفاده‌تان را با سطوح پیوت ترکیب کنید. به عنوان مثال از سیگنال استوکاستیک یا واگرایی RSI به همراه سطوح پیوت بهره ببرید.

در مثال بعدی که روی نمودار EUR/CAD می‌باشد می‌بینیم که قیمت بعد از رسیدن به سطح S1 پیوت دچار واگرایی مثبت شده و بعد از آن نیز حرکت بسیار خوبی را به سمت بالا انجام داده است.

در صورتی که با واگرایی‌های RSI آشنایی ندارید می‌توانید راهنمای جامع RSI را از اینجا بخوانید.

پیوت‌ پوینت‌

روش پنجم: ترکیب پیوت و نواحی عرضه و تقاضا

نواحی عرضه و تقاضا یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای پیدا کردن نقاط چرخش قیمت هستند. حالا ما می‌توانیم پیوت‌ها را نیز با این نواحی ترکیب کرده تا بتوانیم با اطمینان بالاتری بر اساس آنها معاملات خود را انجام دهیم.

اگر یادتان باشد در مثال مربوط به اونس طلای جهانی دیدیم که قیمت نرسیده به سطح S1 پیوت برگشت بسیار پرقدرتی انجام داد. دلیل این برگشت قوی چه بود؟ دلیل آن وجود یک ناحیه تقاضای قدرتمند در راستای همان سطوح S1 پیوت بود. در ادامه دوباره همان تصویر را مشاهده می‌کنید؛ با این تفاوت که ناحیه تقاضا (باکس سبز رنگ) نیز مشخص شده است. قیمت دقیقا به ناحیه تقاضا برخورد کرده و پرقدرت به سمت بالا برگشته است.

برای آشنایی با نواحی عرضه و تقاضا و روش معامله بر اساس آنها می‌توانید در دوره استراتژی پرایس اکشن ما شرکت کنید.

پیوت‌ پوینت‌

در این مطلب سعی کردیم تا روش‌های مختلف و کارآمدی که برای معامله بر اساس پیوت‌ها وجود دارند را به شما نشان دهیم. شما هم می‌توانید استراتژی معاملاتی خود را با پیوت‌ها ترکیب کرده تا نقاط ورود با احتمال موفقیت بیشتر را بدست بیاورید.

آموزش اندیکاتور پیوت پوینت Pivot Points

آموزش اندیکاتور پیوت پوینت pivot points

از آنجایی که اندیکاتو پیوت پوینت در بازاهای شناور بهتر عمل می کند، بازارهایی مانند بازار فارکس بهترین مکان برای استفاده از آنهاست. معامله گران کوتاه مدت از پیوت پوینت‌ها برای شناسایی نقاط ورود به بازار و بستن معامله استفاده می کنند. از آنجایی که این شاخص توسط بسیاری از معامله گرانی که تحلیل تکنیکال را مرجع تصمیم گیری های خود می دانند مورد پذیرش است، سیگنال‌های این اندیکاتور بسیار معتبر هستند.

آموزش تصویری اندیکاتور پیوت پوینت

اندیکاتور پیوت پوینت

در چارت بالا همانگونه که ملاحظه می کنید، قیمت در حال امتحان کردن سطح حمایت S1 است. اگر شما فکر می کنید که این تئوری در اینجا صادق است پس می توانید با دستور خرید وارد بازار شوید و یک دستور فروش احتیاطی زیر این سطح حمایت بزارید.

اگر تریدر محتاطی هستید، می‌توانید به اندازه یک ATR و دقیقا زیر S1 دستور Stop Loss خود را بگذارید. اگر می‌خواهید ریسک بیشتری کنید، دستور توقف ضرر را زیر S2 قرار دهید.

برای خروج از بازار با سود هم میتوانید دستور Take Profit معامله را در حدود P یا R1 قرار دهید. حالا بگذارید ببینیم که در صورت خرید شما چه اتفاقی در بازار افتاده است.

اندیکاتور پیوت-پوینت- Pivot points

خوب، به نظر می رسد که S1 نقش سطح حمایت خود را به خوبی بازی کرده است. اگر شما هدف را سطح پیوت پوینت میانی گذاشته بودید سود مناسبی کسب کرده‌اید.

درست است که همیشه به این سادگی نیست و شما نباید فقط برروی سطوح پیوت پوینت حساب کنید. باید دقت کنید که آیا سطح پیوت پوینت با سطوح حمایت و مقاومت قبلی همخوانی دارد یا خیر. همچنین می توانید از تحلیل نمودار شمعی و دیگر اندیکاتورها برای تایید یا تکذیب تحلیل خود کمک بگیرید.

برای مثال اگر دیدید که یک داجی در بالای S1 تشکیل شده است، یا اینکه نشانه ای از فروش افراطی دیده می‌شود آنگاه احتمال بیشتر می رود که S1 نقش حمایت را بازی می کند.

همچنین اغلب وقتها معاملات بین خطوط S1 و R1 نوسان می‌کنند. اما گاهی نیز در بازارهای روندی و یا پرنوسان قیمت‌ها سطوح دوم را نیز تست می‌کنند و گاهی نیز پیش می‌آید که قیمت به سطوح سوم پیوت پیونت هم می‌رسد.

برای یادگیری عوامل تاثیر گذار در بازارهای مالی، یادگیری اندیکاتورهای مختلف، آموزش تحلیل تکنیکال و احلیل فاندامنتال به بخش یادگیری فارکس یا ویدئوهای آموزش رایگان فارکس مراجعه نمایید.

تحلیل بورس اوراق بهادار

تحلیل بورس اوراق بهادار

یکی از مباحث مقدماتی و ظریف تکنیکال که به نظر من باید در جلسه اول هر کلاس تکینکالی تدریس و تشریح شود مبحث پیوت هاست، اما متاسفانه به دلیل این که در کتاب جان مورفی مطرح نشده در خیلی از کلاس ها بیان نمی شود و این عدم بیان موجب ایجاد مشکل در خیلی از نمودار های فعالان تکنیکال شده …

اما پیوت چیست ؟

هر تکنیکالیستی برای شروع تحلیل نیاز دارد تا یک سری نقاط رو به عنوان نقاط مهم شناسایی و بر اساس این نقاط روند ها رو تشخیص و یا ابزار ها رو رسم کنه در علم تکنیکال به این نقاط کلیدی پیوت میگیم. پیوت ها نقاطی هستن که چرخشها و تغییر جهت ها در آنها شکل میگیرد. به عبارت علمی تر پیوت مجموعه سه کندل هم راستاست که در جهت خلاف روند قبلی شکل میگیرند.

پیوت ها به دو دسته تقسیم بندی میشن: پیوت های مینور و پیوت های ماژور

پیوت های مینور

پیوت هایی هستن که برگشت قیمتی محدودی رو شاهد هستیم و در اصطلاح عام نوسانات کوچک خطابشان میکنیم که مورد علاقه نوسان گیران است. اصلاح های کوچکی که در آن ها شاهد توقف کوتاه مدت روند اصلی هستیم و از دید تکنیکال ارزش و اعتبار خاصی ندارن و ما نباید این نقاط رو مرجعی برای رسم خط روند یا الگو ها قرار بدیم …

پیوت های ماژور

برگشت های بزرگی هستند که در این نقاط جهت روند عوض میشه و روند های نزولی تبدیل به روند های صعودی و یا بلعکس میشوند و این نقاط مهم باید توسط تکنیکالیست شناسایی و بر اساس انها خط روند ها و کانال ها و یا الگو ها رسم شوند. پس به عبارت ساده تر پیوت های مینور نوسانات کوتاه و بی اعتباری هستن که در تعیین الگو های نموداری نقش موثری ندارن و ما باید از آنها چشم پوشی کنیم همچنین در هنگام ترید کردن باید مراقب باشیم که در تله این نوسانات کوتاه نیفتیم چرا که این نقاط خلاف روند اصلی هستن ولی پیوت های ماژور نقاط با اهمیتی هستن که ما باید حداکثر سعیمان را بکنیم که این نقاط رو شناسایی کنیم چرا که در این نقاط روند ها تغییر جهت میدهند و هدف ما هم ترید کردن در جهت روند های تازه شکل گرفته و رسم الگو و ابزار ها بر روی این نقاط مهم هست.

پیوت های ماژور رو چگونه شناسایی کنیم ؟

پیوت های ماژور دو ویژگی خاص دارند:
۱. در این نقاط تغییر فاز پیوت در بورس چیست مکدی شکل میگیره
۲. روند جدید شکل گرفته در نقطه ماژور 38 درصد روند قبلی رو اصلاح میکنه

باید توجه داشته باشیم که پیوت های ماژور در انتهای یک روند شکل گرفته و روند جدیدی رو شروع میکنند. توجه داشته باشید که برای شناسایی نقاط معتبر باید هر دو شرط در کنار هم رعایت شده باشد.

اما من در طی این سالها به یک نکته جالب دیگر نیز رسیده ام و ان این که برای پیدا کردن پیوت های ماژور علاوه بر مکدی ما میتوانیم از اسیلاتور ها (توجه کنید میگم اسیلاتور و نه اندیکاتور، تفاوت این دو رو بعدا خواهم گفت )کمک بگیریم من خودم از دی تی اسیلاتور استفاده میکنم به این شکل که در نگاه اول برای پیدا کردن سریع نقاط ماژور معتبر نقاطی که در آنها دی تی اسیلاتور در محدوده اشباع خرید یا فروش چرخش داشته رو علامت گذاری میکنم معمولا در این روش ۷۰ درصد پیوت های ماژور معتبر شناسایی میشن ولی خوب باز هم باید فیلترشون کنید ولی بسیار کمکتون میکند

باز هم تاکید میکنم که در علم تکنیکال ما مجاز نیستیم به هیچ عنوان هیچ ابزاری رو بر روی مینور ها رسم کنیم حتما باید ابزار ها. واگرایی ها. پترن ها. چنگال ها، فیبو ها بر پیوت در بورس چیست روی ماژور رسم بشوند. تنها میتونیم در روند های خنثی مینور ها رو در غالب کانال های کوچک نشان دهیم

توجه داشته باشید که پولبک ها هم به صورت استثنا معمولا مینور هستند و توجه داشته باشید که روش های زیادی برای شناسایی پیوت معرفی شده اما ساده ترین و پر کاربردترین روش روش دیداری هست که امروز معرفی کردیم.

تحلیل تکنیکال بر پایه تکنیک RTM - قسمت اول

این روش تحلیل یکی از زیر شاخه های پرایس اکشن است شما بعد ازیادگیری این تکنیک میتوانید با تشخیص درست نواحی عرضه و تقاضا، معاملات موفق با ریسک به ریوارد بسیار مناسب داشته باشید، این تکنیک در ظاهر ساده ولی در عین حال پیچیدگی های دارد و نیاز به تمرین زیاد و مداوم دارد.

اولین الگوی ما RBD (Rally base Drop) می باشد. این الگو بیشتر در تایم فریم های بالا مناسب ترید است و در این الگو شما نواحی عرضه یعنی ناحیه ای که فروشنده ها یا اصطلاحا خرس های بازار در آن ناحیه، سفارش های بسیار زیادی دارند و با رسیدن قیمت به این نواحی ما شاهد ریزش های بسیار خوبی دربازار خواهیم بود.

RBD

برای پیدا کردن این ناحیه (RBR) باید درتایم فریم های بالا H1 ,H4 و بالاتر به دنبال ریزش های شدید(DROP) در بازار باشیم، هر جا ریزش را مشاهده کردید بالاترین قله ای که قیمت از آنجا شروع به ریزش کرده است و در واقع یک پیوت ماژور تشکیل شده است و از آن پیوت چرخش شدید قیمت را داشته باشیم ، پیدا میکنیم.

RBD

مطالعه بیشتر:

در تصویر بالا در تایم فریم 1 ساعته یک ریزش شدید رو مشاهده میکنید منشا این ریزش با رنگ سبز نمایش داده شده است ، روند قبل از این ریزش یک روند کاملا صعودی می باشد و در ناحیه سبز رنگ چرخش قیمت را داشته ایم که در واقع یک پیوت ماژور تشکیل شده است.

همیشه قبل از تشکیل پیوت ماژور یا نقطه چرخش قیمت یک صعود خوب (ROLLY)داریم و بعد از ROLLY چرخش قیمت رو مشاهده میکنیم ،در این قله ما شاهد این هستیم که همواره قیمت چندیدن بار نوسان داشته و خریدارها و فروشندگان با هم درگیر شده اند و در نهایت فروشندگان برنده این درگیری هستند و قیمت رو شدیدا به پایین میکشند، زمانی که این اتفاق رخ می دهد تعداد بسیار زیادی فروشنده یا seller در همین ناحیه به انتظار هستند که اگر در آینده برای بار دوم قیمت بازار به این ناحیه رسیدسفارش های خود را فعال کنند و دوباره قیمت رو به سمت پایین بیاورند.

RBD

بعد از پیدا کردن این نواحی روی Base سفارش SELL LIMIT میگذاریم تا قیمت بعد از برخورد به این ناحیه و فعال کردن سفارش ما به سمت پایین سرازیر شود و ما وارد سود شویم .

Base همان ناحیه ای است که خریدارها و فروشنده ها با هم درگیر شدند و در نهایت فروشندها برنده بازی شدند.برای مشخص کردن دقیق ستاپ هایی که میخواهیم درون آنها معامله کنیم باید بیس ناحیه را همیشه در نظر بگیریم به این صورت که بالاترین نقطه ای که قیمت در بیس به خودش دیده رو به عنوان انتهای ستاپ و برای ابتدای ستاپ هم کندل هایی که Neckline آن ها تقریبا در یک سطح می باشد را در نظر بگیریم.

اصطلاحات تحلیل تکنیکال

اصطلاحات تحلیل تکنیکال

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که در دنیای کریپتو با اصطلاحات گوناگونی مواجه شده باشید که معنی آن ها را درک نکرده و متوجه کاربرد آن ها نشده باشید. آشنایی با این اصطلاحات برای افرادی که از ارز دیجیتال استفاده می کنند، به خصوص اشخاصی که قصد ترید و کسب درآمد در حوزه رمز ارز ها را دارند امری ضروری تلقی می شود. به همین دلیل فراگیری مفاهیم تحلیل تکنیکال یکی از کار هایی است که هر شخص فعال در این زمینه باید انجام دهد. در این مقاله قصد دارید تمامی اصطلاحات تحلیل تکنیکال را تفسیر کرده و برای شما عزیزان شرح دهیم.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال به دانش فنی گفته می شود که به وسیله مجموعه ای از ابزار های خاص، روند بازار های مالی پیشبینی می شود. در واقع تحلیل تکنیکال یک رشته تجاری است که برای ارزیابی سرمایه گذاری ها و شناسایی فرصت های معاملاتی، از طریق تجزیه و تحلیل آمار جمع آوری شده، مانند حرکت و حجم قیمت تشکیل شده است. بر خلاف تجزیه و تحلیل بنیادی، که تلاش می کند ارزش یک اوراق بهادار را براساس نتایج کسب و کار مانند فروش و درآمد ارزیابی کند، تحلیل فنی بر مطالعه قیمت و حجم دارایی ها متمرکز است.

از این نوع دانش اغلب برای تولید سیگنال های تجاری کوتاه مدت استفاده می شود که ابزار های خاصی مانند نمودار ها و کندل ها در کمک رسانی به آن تاثیر بسزایی دارند. در ادامه به اصطلاحاتی که در تحلیل تکنیکال به کار می روند پرداخته ایم.

اصطلاحات پایه ای تحلیل تکنیکال

CandleStick charts: نمودار های شمعی، نشان دهنده نوسانان قیمتی بازار هستند، در واقع به وسیله این ابزار شما می توانید تمام نوسانات قیمت که در تاریخچه یک دارایی اتفاق افتاده است را مشاهده کنید. همچنین این نمودار ها نوسانات لحظه ای بازار را نیز نشان می دهند. برای استفاده از این ابزار و اطلاعات بیشتر، می توانید به مقاله آموزش تحلیل کندل ها مراجعه نمایید.
Pivot: پیوت به نقاط ماکسیمم و مینیمم که در چارت قیمتی تشکیل می شوند گفته می شود. این نقاط نشان دهنده بازگشت قیمت یک دارایی می باشد که انواع گوناگونی را در بر می گیرد. معامله گران از این نقاط برای شناسایی نقاط احتمالی تحرکات بازار استفاده می کنند.
Pivot Major: پیوت ماژور نشان دهنده سطح های کلیدی بازگشت در بازار است. اگر این نقاط توسط تریدر به خوبی شناسایی شوند شامل سود می شوند. پیوت ماژور معمولا خلاف جهت است، یعنی اگر بازار صعودی باشد نزولی می شود و بالعکس.
Pivot Minor: اگر بازگشت قیمت بسیار ناچیز و محدود باشد به آن پیوت مینور گفته می شود، این نوع پیوت بر عکس پیوت ماژور عمل می کند و نشان دهنده تغییرات کوچک بازگشت قیمت می باشد.
Trendline: خط روند، یکی از قابلیت های شناسایی نقاط حمایت و مقاومت می باشد. این خطوط در امتداد روند رسم می شوند تا محدوده های حمایت و مقاومتی یک دارایی مشخص شود، در نتیجه تریدر می تواند تشخیص دهد چه زمانی برای خرید یا فروش بهتر است.
Up Trend: آپ ترند، روند صعودی قیمت یک دارایی مالی را توصیف می کند، در واقع در این حالت شاهد ایجاد شدن کف و سقف های بالا تری در قیمت هستیم.
Down Trend: مفهوم این اصطلاح دقیقا بر عکس آپ ترند است و حرکت نزولی قیمت دارایی ها را نشان می دهد. Down Trend نشان دهنده ایجاد شدن کف ها و سقف های پایین تر در قیمت است.


Trading Range: معاملات محدوده نوسان، به شرایطی از بازار های مالی اشاره دارد که در زمانی مشخص میان دو سطح حرکت کند. این شاخص می تواند به مدت 5 دقیقه ظاهر شود و یا ماه ها اتفاق بیفتد، در این روند کف و سقف قیمت نسبت به یکدیگر تغیری نمی کنند و تقریبا در یک سطح قرار می گیرند.
Support Zone: محدوده حمایت قیمت به منطقه ای اشاره دارد که قیمت یک سهام یا دارایی در آن حمایت می شود، در واقع محدوده حمایتی، به نقطه ای گفته می شود که انتظار می رود از افت قیمت جلوگیری شود.
Resistance Zone: محدوده مقاومتی قیمت، به ناحیه ای اشاره دارد که انتظار می رود از افزایش قیمت جلوگیری شود. برای مثال زمانی که می گویند بیت کوین در محدوده مقاومتی قیمت قرار دارد، به این معنی است احتمالا قیمت بیت کوین دیگر افزایش نمیابد.
Breakout: زمانی که سطوح مهم قیمتی شکسته می شوند به اصطلاح می گویند Breakout اتفاق افتاده است. شکست، در تحلیل تکنیکال هنگام عبور قیمت از سطوح مقاومتی (Resistance Zone) اتفاق می افتد.
Fakebreak: فیک بریک، به شکست هایی گفته می شود که واقعی نیستند و معامله گران را کمی گمراه می کنند. تریدر ها باید هنگام تحلیل Breakout ها دقت داشته باشند به دام فیک بریک نیفتند.
Price Action: پرایس اکشن یک تکنیک معامله است که به معامله گران این امکان را می دهد با استفاده از حرکات واقعی قیمت بازار را تحلیل کنند و معامله خود را تعیین کنند. در واقع به رفتار شناسی قیمت بدون استفاده از عوامل خارجی یا اندیکاتور ها گفته می شود.
Indicators: اندیکاتور ها ابزار یا شاخصی برای تحلیل قیمت هستند که در چارت های قیمتی وجود ندارند و تریدر طبق خواسته خود می تواند اندیکاتور های مختلف را به چارت قیمتی اضافه کند تا تحلیل صحیح تری از بازار داشته باشد. برای مثال استفاده از استراتژی معامله با RSI بر عهده معامله گران می باشد اما این اندیکاتور کمک بسیاری به تحلیل بازار می کند.


Impulse Wave: الگوی موج ضربه ای، یکی از اصطلاحات تریدینگ است که حرکت قوی در قیمت دارایی را همزمان با جهت اصلی روند اساسی توصیف می کند، این موج ها می توانند به شکل نزولی یا صعودی باشند. در واقع از این الگو برای تحلیل حرکت قیمت دارایی های مالی استفاده می شود.
Corrective Wave: امواج اصلاحی، دقیقا نقطه مقابل امواج ضربه ای هستند.
Divergence: هر گاه قیمت کف یا سقف جدیدی بسازد اما اسیلاتور بر خلاف آن عمل کند واگرایی یا Divergence اتفاق می افتد. اگر به زبان ساده تر بخواهیم توضیح دهیم، واگرایی به شرایطی گفته می شود که قیمت در چارت، با اندیکاتور مطابقت نداشته و شواهدی در مورد بازگشت قیمت وجود داشته باشد. واگرایی ها در قالب مثبت و منفی ارائه می شوند.
Oscillator: اسیلاتور یا نوسان ساز، نوعی اندیکاتور محسوب می شود اما دارای تفاوت هایی نیز می باشد. اسیلاتور یکی از ابزار های تحلیل تکنیکال است که شرایط هیجانی بازار و مومنتوم قیمت را ارزیابی می کند و نتیجه نهایی را در قالب یک عدد پیوت در بورس چیست به معامله گران ارائه می دهد. اسیلاتور نیز برای تحلیل بازار و پیشبینی روند قیمت یک دارایی مالی به کار می رود.
Classic Pattern: الگوی کلاسیک، به الگوهای کندلی مانند مثلث، پرچم، سر و شانه که در تحلیل تکنیکار مرسوم هستند گفته می شود.

اصطلاحات تعیین سفارش در تحلیل تکنیکال

market price: مارکت پرایس به معنی خرید و فروش لحظه ای یک دارایی به قیمت بازار می باشد، هر کجا این عبات را مشاهده کردید باید بدانید در مورد قیمت لحظه ای یک دارایی صحبت می شود.
Buy/Sell Limit: در اینجا کلمه Buy به معنی خرید و کلمه Sell به معنی فروش است. اما زمانی که کلمه Limit در کنار این دو قرار می گیرد به معنی خرید و فروش در محدوده ای مشخص می باشد. برای مثال Buy limit به معنی خرید در محدوده ای خاص می باشد.
Buy/Sell stop-Limit: این عبارت به معنی سفارش گذاری با شرایط معامله است، مثلا Buy stop-Limit به معنی خرید یک دارایی در شرایطی خاص است که خود تریدر( تحلیل گر) موقعیت خرید یا فروش را تعیین می کند.
Stop Loss: این عبارت نشان دهنده حد ضرر شماست، در واقع این قابلیت از ضرر بیش از حد معاملات جلوگیری می کند، مثلا تحلیل گری تشخیص می دهد قیمت بیت کوین در آینده افزایش میباد، در نتیجه فروش BTC های خود را در نقطه قیمتی بالا تعیین می کند در این شرایط اگر قیمت بیت کوین طبق پیشبینی تحلیل گر عمل نکند و کاهش یابد معامله گر دچار ضرر می شود، اما اگر از استاپ لاس استفاده شده باشد از ضرر های عظیم جلوگیری شده و فقط میزانی که معامله گر برای ریسک از دست دادن دارایی خود تعیین کرده است از بین می رود.


Target Profit: این اصطلاح دقیقا بر عکس استاپ لاس عمل می کند و به معنی حد سود می باشد، در واقع نقطه ای در معامله که از قبل توسط تریدر مشخص شده Target Profit نام دارد. اگر بخواهیم کمی واضح تر توضیح دهیم تریدر ها با تحلیل هایی که انجام می دهند قیمت یک دارایی را پیشبینی می کنند، در نتیجه نقطه ای تعیین می کنند که در صورت پیشبینی صحیح و دستیابی قیمت به آن، معامله به صورت خودکار بسته شده و دارایی با سود تعیین شده توسط تریدر به فروش می رسد.
Risk/Reward: نسبت حد سود به حد ضرر، به ارزیابی خطرات و مزایای یک معامله اشاره دارد. هر تحلیل گری باید پس از خرید یک دارایی نسبت ریسک و ریوارد آن را تخمین بزند، زیرا مشخص می شود میزان سود معامله بالا تر است یا میزان ریسک.
Save Profit: نجات سرمایه، به موقعیتی اشاره دارد که وضعیت بازار در حالت نرمال نبوده و ممکن است قیمت قبل از رسیدن به Target Profit( هدف تریدر) بازگردد. در این حالت معمولا تریدر های حرفه ای با هدف جلوگیری از باختن کل سرمایه، اصل پول خود را از معامله خارج کرده و تنها سود آن را وارد معامله می کنند که به این عمل Save Profit می گویند.
Risk Free: ریسک آزاد، به قرار دادن حد ضرر( Stop Loss) در نقطه ورود گفته می شود. در واقع زمانی که شما استاپ لاس ر ابه نقطه ورود معامله وارد می کنید حد ضررتان صفر احستساب می شود. این تکنیک ریسک معامله را کاهش می دهد و خطرات یک معامله را مدیریت می کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.