نکاتی برای تعیین حد سود


نوسان گیرى روزانه در بورس

نوسان را می توان تغییرات قیمت سهام در کوتاه مدت تعریف کرد.

نوسان گیر

افرادی که در بازه زمانی کوتاه مدت کار کرده و از نوسان قیمت ها بهره می گیرند، را نوسان گیر می گویند.

برای نوسان گیری در بورس چه شرایطی داشته باشیم؟

نوسان گیرى نیازمند دانش در زمینه تابلوخوانى و روان شناسى بازار است بنابراین در صورتى که تجربه و دانش کافى درباره ى بورس دارید به نوسان گیرى فکر کنید.

بازه نوسان گیرى از یک ساعت تا یک ماه مى باشد، اما جدیدا نوسان گیرى روزانه ممنوع شده است و بنابراین مى توان گفت بازه زمانى آن به دو روز تا یک ماه تغییر یافته است.

مزایا و معایب نوسان گیری روزانه در بورس

مزایای نوسان گیری

پرهیجان و جذاب:

براى کسانى که عاشق معامله گرى هستند تعداد معاملات بالا در بازه هاى زمانى کوتاه از لذت خاصى برخوردار است.

ریسک پایین در کلیت سرمایه:

نوسان گیرى ریسک پذیرى پایینى دارد، چرا که مدیریت سرمایه به ما اجازه نمى دهد درصد خاصی از سرمایه خود را وارد نوسان گیری کنیم.(توضیحات بیشتر در ادامه آمده است)

بازدهی بالا:

این روش از بازدهى بالایى نسبت به مدت زمان سرمایه گذاری برخوردار است و در صورت عملکرد مؤفق بسیار مفید است.

نیاز نداشتن به بررسی بنیاد سهم:

در این روش نیاز به بررسى بنیادى سهام نداریم، تابلوی سهم برای ما مهم است. همانطور که مى دانید مبحث بنیادى براى بسیارى از افراد پیچیده است.

دقت بالای معاملات:

در نوسان گیرى دقت معاملات بالاست چرا که دقیقا با توجه به شرایط روز بازار معاملات انجام مى شوند.

نقدشوندگی بالا:

این روش نقدشوندگى بالایى هم دارد چرا که شما نهایتا یک ماه سهم را نگهدارى مى کنید.

معایب نوسان گیری

پرداخت کارمزد بالا:

براى نوسان گیرى روزانه در بورس در نظر داشته باشید که به هر میزان سود کنید ١.۵ درصد از آن را باید به عنوان کارمزد به کارگزارى بپردازید در صورتى که معمولا بیشترین سود نوسان گیرى ١٠ یا نهایتا ۱۵ درصد است.(البته کارمزد در نوسان گیری اهمیت دارد وگرنه در بقیه معاملات ۱ یا ۲ درصد تفاوت چندانی ایجاد نمی کند)

نیاز به تسلط روحی:

با توجه به هیجاناتی که معامله گر در طول معاملات خود متحمل می شود، باید به روان خود تسلط داشته باشد تا از معاملات هیجانی دوری کند و بتواند عملکرد مناسبی داشته باشد. از تمام معاملاتى که به دید نوسانى انجام مى دهید انتظار سود نداشته باشید در واقع اگر ٣ معامله از ۵ معامله نوسانى سودساز باشد شما معامله گر بسیار خوبى هستید.

۳ نکته طلایی در نوسان گیری

یک: ریسک به ریوارد در معاملات نوسانی

حتما براى ورود به سهم ریسک به ریوارد آن را در نظر بگیرید، در معاملات نوسانى ریسک به ریوارد یک به دو منطقى است.

دو: به حد ضرر زمانی پایبند باشید

دقت داشته باشید که به دید نوسانى هم با سهم بمانید، در واقع در معاملات نوسانى باید هم حد ضرر قیمتى و هم حد ضرر زمانى را رعایت کنید. به این معنى که اگر پیش بینى کردید که سهم در بازه یک هفته به شما سود خواهد داد، پس از تمام شدن این زمان چه سهم تان به سودسازى رسید و چه نرسید از آن خارج شوید.

سه: میانگین کم نکنید

نکته ى دیگر این است که در صورتى که سهمى که به دید نوسانى خریدید به حد ضرر رسید باید آن را بفروشید و میانگین کم کردن یا خرید پله در این نوع معاملات معنایى ندارد.

چطور سرمایه خود را در انواع معاملات تقسیم بندی کنیم؟

حالت اول: اگر بازار روند خنثی یا نزولی داشته باشد

در ادامه به شما خواهم گفت که سرمایه خودتان را چطور تقسیم کنید؛ در صورتى که بازار روند خنثى یا نزولى داشته باشد شما باید ٢٠ درصد از کل سرمایه تان را نقد نگه دارید و بقیه آن را به سهام کوتاه مدتى یا میان مدتی، بلند مدتى و نوسانى تقسیم کنید، ١۵ درصد از باقیمانده سرمایه تان را براى نوسان گیرى، ٣٠ درصد کوتاه مدتى یا میان مدتى و ٣۵ درصد آن را در سهام بلند مدتى سرمایه گذارى کنید، لازم به ذکر است درصد های گفته شده برای افراد با شخصیت های سرمایه گذاری مختلف، می تواند متفاوت باشد.

حالت دوم: اگر بازار روند صعودی داشته باشد

در صورتى که بازار صعودى باشد مى توانید ١٠ درصد از کل سرمایه را نقد نگه دارید و با ٢۵ درصد از آن نوسان گیرى کنید.

۴ ویژگی روحی نوسان گیر

ریسک پذیرى

ریسک معاملات نوسانى به نسبت بقیه معاملات بالاتر است بنابراین فقط در صورتى که فرد ریسک پذیرى هستید به سراغ این معاملات بروید.

در نوسان گیرى عاملى که مى تواند بسیار به شما آسیب بزند این است که در صورتى که سهم شما به سود پیش بینى شده نرسید طمع بورزید و سهم تان را نفروشید، بنابراین حتما حد ضرر را رعایت کنید.

مسئولیت پذیرى

مسئولیت ۱۰۰% معاملات خود را بپذیرید، در صورتى که در تحلیل تان اشتباه کردید اشتباه خود را بپذیرید و سعى کنید آن را رفع کنید.

داشتن استراتژى

در ادامه درباره اینکه استراتژى نوسان گیرى چه باشد بحث خواهیم کرد.

نکات مهم در تعیین استراتژی نوسان گیری

تشخیص سهام مستعد نوسان

معمولا براى نوسان گیرى سهام شرکت هاى کوچک را خریدارى مى کنیم، براى تشخیص این شرکت ها مى توانید از فیلتر زیر استفاده کنید، منظور از شرکت هاى کوچک آن است که ارزش بازار سهام بین ٢٠٠-۵٠٠ میلیارد باشد.

فیلتر شرکت های زیر ۵۰ میلیارد تومان

تعیین نقاط ورود و خروج به سهم

تسلط کافی بر مباحث تکنیکال تا نقاطی مناسبی برای ورود به سهم پیدا کنیم و از سوی دیگر در بهترین مکان از سهم خارج شویم.

سرعت عمل در خرید و فروش

در نوسان گیری به علت آنکه نهایتا ۱۰ درصد سود قرار است از بازار بگیریم بنابراین مهم است که سهم را حتی ۲-۳ درصد پایین تر بخریم و به همین منظور باید سرعت عمل لازم را برای معاملات خود داشته باشیم.

در تمام تایم بازار باید سهام را چک کنید.

هر استراتژی ای که بخواهید تعیین کنید، باید در تمام تایم بازار آنلاین باشید و تابلوی سهم را زیر نظر داشته باشید، یک نوسان گیر، یک موج سوار ماهر است.

برای نوسان گیری چه پارامترهایی باید بررسی شوند؟

١.در صورتى که قیمت پایانى و قیمت آخرین معامله یک فاصه یک درصدى یا بیشتر داشته باشند، الگوى ساعت مثبت اتفاق افتاده است و احتمال مى رود که سهم روز بعد هم مثبت باشد.

٢.حتما چک کنید که حجم مبناى سهم پر شده باشد این نشان از آن دارد که سهم در وضعیت قابل قبولی است.

٣.توجه کنید که حجم معاملات سهم بیش از دو برابر میانگین حجم ماه سهم باشد، این مورد نشان از آن دارد که سهم در منطقه ى مناسب تکنیکالى قرار دارد و براى نوسان گیرى ١٠ درصدى مناسب است.

فیلتر حجم مشکوک:

فیلتر تست شده می باشد و مشکلی ندارد، با توجه به اینکه فیلتر از دیتای ۳۰ روز گذشته استفاده می کند، ممکن است در دریافت دیتا از سایت سازمان بورس اختلال بوجود بیاید.

۴.سرانه خرید و فروش را به دست بیاورید و دقت کنید که قدرت دست خریداران باشد. اگر سرانه خرید هر حقیقى بالاى ۵٠ میلیون باشد ملاک بسیار خوبی محسوب می شود.

یک نکته مهم

نوسان گیری بهتر است در صف خرید و صف فروش انجام نشود مگر آن که، صف فروش در حال جمع آوری باشد.

نوسان گیران یا بازیگر سهم هستند که سرمایه سنگینی دارند یا سهامداران خرد حقیقی که سرمایه محدود دارند.

۶ راه شناسایی سهام مناسب نوسان گیری

یک: سهامی که در صف فروش، حجم بالایی می خورند و اصطلاح صف فروش آن ها در حال جمع شدن است.

دو: سهامی که نزدیک بازه سال خود هستند، سهام مناسبی برای نوسان گیری می باشند.

سه: راه دیگر شناخت سهم مناسب براى نوسان گیرى آن است که به لیدر هر گروه نگاه کنیم و اگر لیدر رشد مناسبى داشته باشد انتظار مى رود بقیه هم گروه هاى سهم هم رشد داشته باشند.

چهار: گروه پیشتاز بازار را شناسایى کنید به این صورت که چند روز متوالى سهام فیلتر پول هوشمند را بررسى کنید سهام پر تکرار احتمالا به ما گروه پیشتاز را نشان خواهند داد.

پنج: راه دیگر آن است که سهام وابسته را پیدا کنید به عنوان مثال سهم جهرم و فسا سهام وابسته هستند به این معنى که در صورتى که یکى از آنها رشد داشته باشد سهم دیگر نیز رشد خواهد کرد.

شش: سهامی که ورود پول در آن ها اتفاق می افتد ولی قیمت پایانی آن ها مثبت نمی شود.

تشخیص سهام وابسته نیاز به تجربه دارد.

شش: همچنین سهامى که در یک روز معاملاتى از مثبت به منفى یا از منفى به مثبت مى روند هم مستعد نوسان گیرى هستند.

در ادامه فیلترها و راهکارهای دیگری را نیز معرفی می کنیم.

فرمول طلایی چرتکه در نوسان گیری

مدتی است از شهریور ماه ۹۹، از فرمول خاصی در آکادمی چرتکه، برای نوسان گیری استفاده می کنیم، که در فیلم زیر به طور خلاصه و کامل توضیح داده ایم.

سیگنال خرید سهام

سیگنال خرید و فروش سهام،تحلیل بازار سرمایه، آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی اوضاع اقتصادی

حد سود و حد ضرر در معاملات چیست؟

نوسانات قيمت سهام مختلف در بازار و اهميت تصميم‌گيري درست و به موقع در خصوص خروج يا ادامهء حضور در بورس يكي از دغدغه‌هاي اصلي سهام‌داران است. تشخيص زمان فروش سهام نياز به تجربه و اطلاعات كافي دارد.

سرمايه‌گذار با مطالعه و شناخت بازار مورد نظر و تعيين مقدار سرمايه‌اي كه قصد ورود به آن بازار را دارد، عملائ براي خود اهدافي را به صورت كلان و خرد تعيين مي‌كند. اين اهداف دامنه وسيعي را پوشش مي‌دهد كه مي‌توان به قيمت خريد / فروش و سپس به مقدار سود / زيان اشاره كرد.

با فرض فعاليت در بازار بورس يا فاركس، ‌قاعدتا فرض بر اين است كه بدانيم زمان ورود ما به يك سهم (يا يك جفت ارز در فاركس) در چه محدوده قيمتي خريد يا فروش كنيم و همزمان انتظارات خويش را تعريف كنيم. به عبارت ديگر بايد بدانيم سهم يا جفت ارزي را كه قصد خريد يا فروش داريم در چه قيمتي معامله مي‌كنيم، چه سودي مورد انتظار ما است و چه ضرري بابت اين مقدار سود حاضريم متحمل شويم.

اين‌ جا‌ست كه اين ابزار به كمك مي‌آيد. من سهم X را به قيمتي مشخص مي‌خرم. انتظار سود مربوطه فرضا 10 درصد بالاتر بوده و در مقابل حاضرم پنج درصد ضرر دهم. اين مشخص است كه بايد برنامه داشت و بايد قبول كرد كه هيچ سهمي در دنيا نمي‌تواند تا ابد سير صعودي قيمت را طي كند.

بنابراين بايد بدانيم اگر معامله موفقي را انجام داديم كجا خارج شويم (همان حدسود يا تيك پرافيت) و در مقابل هميشه پيش‌بيني‌ها نمي‌تواند درست باشد و بنابراين اگر معامله ما به هر دليلي مخالف انتظار ما پيش رفت آنگاه چه مقدار بايد ضرر متحمل شد. (حدضرر)

عدم تعيين حدضرر به عبارت ديگر يعني ماندن با سهم تا بي نهايت. يعني تا هرجايي كه ضرر كنيم. يعني تا از دست دادن نيمي - يا بيشتر - از سرمايه خويش.

البته هميشه اين‌طور نيست و موارد زيادي پيش مي‌آيد كه ممكن است سهم ما فروخته شود و سپس سير صعودي پيشه كند و ما را در غم از دست دادن سهم خويش داغ‌دار كند. اين قسمت - كه البته واقعيت هم دارد - همان بخش گول زننده‌اي است كه بسياري از سهام‌داران را دچار مشكل حاد مي‌كند. عدم تعيين حد سود و ضرر يعني عدم داشتن برنامه و يعني عدم مديريت سرمايه و ريسك خود.

تعيين حد ضرر در وهله اول برمي‌گردد به وضعيت شخص سرمايه‌گذار و مقدار سرمايه وي، قصد وي از سرمايه‌گذاري (بلند، ميان يا كوتاه مدت)، انتظارات وي نوع سهم / جفت ارزي كه به سراغ آن مي‌رود، تاريخچه نوسانات آن سهم / جفت ارز و خطوط نکاتی برای تعیین حد سود مقاومت و حمايت قيمتي سهم / جفت ارز. البته همه اينها بايد در كنار «روند» انجام شود.

در اين ميان هستند كساني كه معتقدند چون «روند تكرار شدني است»، بنابراين نيازي به تعيين حد ضرر نيست و قيمت سهم مورد نظر حتي با فرض منفي شدن اما باز هم به قيمت خود برمي‌گردد.

اما بايد پرسيد آيا بهتر نيست جلوي ضرر را زودتر بگيريم و متعاقبا پس از مدتي كه سهم مورد نظر افت خود را كرد دوباره وارد آن شويم؟

البته اين تنها فايده تعيين حد ضرر نيست. يعني فايده اصلي و اوليه آن اين است كه جلوي ضرر بيش از حد را مي‌گيرد.

اما در معاملات موفق (يعني خريد با قيمت -X حد سود 10 درصد - حد ضرر پنج درصد) اگر قيمت خريد ما هفت درصد رشد كند ما مي‌توانيم حدضرر خود را مثلا پنج درصد بالاتر بياوريم تا اگر دوباره روند به هر دليلي برگشت - آنگاه ما حداقل وارد زيان نمي‌شويم. ( البته اعداد را تقريبي عرض كردم تا صرفائ موضوع را منتقل كنم .)

البته بايد شرايط بازار را مدنظر داشت. اگر واقعا اتفاقي رخ داده كه ممكن است قيمت سهم برگردد شايد به صلاح باشد كه زودتر خارج شد و سودي را شناسايي كرد.)

بنابراين تعريف حدضرر يكي از الزامات سرمايه‌گذار بوده اما تعيين حد آن مقوله‌اي است كه محدودهء وسيعي را پوشش داده و از خصوصيات فردي و روحي شخص سرمايه‌گذار شروع شده و تا مقدار سرمايه و اندازه ريسك و نوع بازار و شناخت سابقه تاريخي سهم پيش مي‌رود.

به هرحال شايد محدوده‌اي پنج الي 10 درصدي نسبت به قيمت خريد ما براي تعيين حد ضرر مناسب باشد. البته محال است يك محدوده ضرر كاملا يكسان براي يك سهم توسط همگان ارايه شود. خصوصا اين‌كه سهم مورد نظر مي‌تواند سابقه نوساني زيادي داشته باشد و بنابراين شايد اين ارقام ما افزايش (يا كاهش) يابد.

اما حد ضرر به زبان بسیار ساده:

حد ضرر چیست؟
درواقع مبلغی است که من می پردازم که بگم اشتباه کردم پول مرا پس بدهید و سهم تان را بگیرید.
شما میروید یک ماشین می خرید به قیمت ۱۷ملیون. ۳۰۰ تومن هم پشیمانی تعیین می کنید. برادرتان که واردتر است بادیدن ماشین می گوید ۲ملیون گران خریدی ببر پس بده! شما اگر پس بدهید باید ۳۰۰تومن از پولتان کم شود برای پشیمانی.
آیا براتون می صرفه؟

نکات بسیار مهم در مورد حد سود و ضرر

حدضرر تان نباید بیشتر از ۱۰درصد باشد.یعنی طوری نباشد که ۱۰درصد از مبلغ خریدتان را از دست بدهید وهمچنین در یک معامله نباید حدضررتان بیشتر از ۲درصد کل سرمایه تان باشدمثلا اگر ۱۰۰ملیون سرمایه دارید،از طرفی یک معامله ۵۰ملیونی دارید انجام می دهید نباید حدضررتان بیش از ۴درصد باشد چون ۴درصد ۵۰ملیون میشه ۲ملیون که ۲درصد کل سرمایه شماست.

نسبت P/E چیست؟ + کاربرد نسبت P/E در بورس

نسبت P/E یکی از قدیمی‌ترین و پرکاربردترین ابزارهای ارزش‌گذاری سهام شرکت‌های بورسی است. این نسبت بیانگر “قیمت سهام” به “درآمد هر سهم (سود)” است. عموما تازه‌واردان بورسی با مفهوم ابتدایی و ساده P/E آشنا می‌شوند. چه بسا معامله‌گرانی با درنظر گرفتن مفهوم غلط P/E، اقدام به خرید و فروش سهام کنند و متضرر شوند. برای درک بهتر مفهوم P/E باید از سه دیدگاه مختلف آنرا بررسی کنیم: 1) نرخ بازگشت سرمایه، 2) انتظارات سهامداران از آینده شرکت، 3) سطح ریسک سهام شرکت. در این آموزش بورس به بررسی مفاهیم P/E، انواع آن، کاربرد و مقایسه آن با P/E گروه می‌پردازیم.

نسبت P/E چیست

نسبت P/E چیست؟

نسبت P/E مخفف عبارت انگلیسی Price/Earnings per share به معنی قیمت به سود است. Price به معنی قیمت هر برگه سهام شرکت و Earnings per share به معنی سود هر برگه سهام است. بنابراین نسبت P/E در بورس یعنی نسبت قیمت هر برگه سهام به سود نقدی هر برگه سهم. به بیان ساده نسبت قیمت به درآمد هر سهم را P/E گویند.

نسبت P/E در صفحه مربوط به هر نماد بورسی در سایت TSETMC بصورت خودکار محاسبه و نمایش داده می‌شود. البته به راحتی می‌توانید با تقسیم قیمت پایانی سهم بر EPS آن، نسبت P/E را محاسبه کنید. برای مثال اگر قیمت پایانی فملی (33,520) را بر EPS آن (1962) تقسیم کنید به همان عدد 27.21 می‌رسید.

نسبت p/e در سایت TSETMC

دقت بفرمایید Earnings per share یا همان سود هر برگه سهم به EPS معروف است. به شما توصیه می‌کنم مقاله آموزشی زیر را حتما مطالعه بفرمایید.

مفهوم و کاربرد نسبت P/E

می‌توان مفاهیم مختلفی را برای P/E درنظر گرفت. هر کدام از این تفاسیر بستگی به دیدگاه سرمایه‌گذاری و استراتژی معاملاتی شما می‌تواند کاربرد خاصی داشته باشد.

1. نرخ بازگشت سرمایه

با فرض عدم تغییر سود سالیانه، P/E = 10 یعنی بعد از 10 سال به اندازه اصل سرمایه خود سود خواهید کرد. بنابراین برای سپرده‌های بانکی با سود سالیانه 20% مقدار P/E برابر 5 است. در واقع بعد از 5 سال پول شما دو برابر می‌شود. بنابراین طبق این مفهوم “نسبت P/E کمتر، بهتر است!” اما این یک نتیجه‌گیری غلط است به دلایل زیر:

  • نحوه بازدهی شرکت‌های بورسی علاوه بر پرداخت سود نقدی، از طریق “افزایش قیمت سهام” نیز هست. بنابراین نمی‌توان از این پارامتر صرف‌نظر کرد.
  • فرض ثابت بودن سود شرکت‌ها در چندین سال متوالی تقریبا غیرممکن است.
  • نگاه این مفهوم به عملکرد شرکت در گذشته معطوف است و هیچ ارزیابی از آینده شرکت ندارد.

2. انتظارات سهامداران از آینده شرکت

این تفسیر بر اساس پیش‌بینی عملکرد شرکت و منعکس‌کننده انتظار بازار از آینده شرکت است. بدین‌صورت که سرمایه‌گذاران به ازای هر 1 ریال سود شرکت حاضر به پرداخت چند ریال برای خرید سهام آن شرکت هستند! برای مثال P/E = 20 یعنی معامله‌گران حاضر به پرداخت 20 ریال به ازای هر 1 ریال سود شرکت هستند. طبق این مفهوم “نسبت P/E بزرگتر بیانگر خوشبین بودن سهامداران به شرکت است!” در واقع انتظار سرمایه‌گذاران از افزایش سوددهی شرکت در آینده، باعث افزایش قیمت سهام و بالطبع رشد P/E می‌شود. حال اگر این پیش‌بینی رشد سود محقق شود مقدار P/E تعدیل می‌شود.

بنابراین طبق این مفهوم P/E بزرگتر بیانگر باور به افزایش سوددهی شرکت در آینده است. همچنین مقدار P/E کوچکتر، بازتابی از بدبینی عمومی بازار به آینده شرکت است!

3. سطح ریسک سهام شرکت

مطابق مفهوم قبلی، انتظار بازار از سودآوری و آینده شرکت در P/E منعکس می‌شود. در واقع با توجه به خوش‌بینی بازار از رشد سوددهی شرکت، قیمت سهام به استقبال آن رفته و افزایش می‌یابد. این افزایش قیمت منجر به افزایش مقدار P/E می‌شود. حال فرض کنید عملکرد شرکت برخلاف انتظار با کاهش سودآوری همراه باشد! بنابراین قیمت‌ها شروع به نزول می‌کند تا به ارزش ذاتی خود همگرا شود. بنابراین هر چه نسبت P/E بزرگتر باشد ریسک خرید سهام نیز بیشتر می‌شود.

مفهوم نسبت p/e در بورس چیست

P/E بالا بهتر است یا پایین؟

جواب قطعی برای این پرسش وجود ندارد. اما مدنظر داشته باشید که همیشه در ابتدای سیکل “خوش‌بینی بازار به سهام شرکت” اقدام به خرید کنید. در انتهای این سیکل نیز اقدام به فروش سهام کنید.

برای مثال شرکتی با P/E = 10 را درنظر بگیرید. با بررسی شرکت متوجه افزایش سودآوری شرکت در آینده شده و اقدام به خرید سهام می‌کنید. به مرور افراد بیشتری به آینده شرکت خوش‌بین شده و سهام آنرا می‌خرند. بنابراین اقبال عمومی بازار باعث افزایش قیمت سهام شرکت می‌شود. حال فرض کنید این افزایش قیمت باعث افزایش مقدار P/E به مقدار 30 شود! اینجا می‌تواند پایان سیکل خوش‌بینی بازار باشد! چرا که حتی اگر شرکت موفق به افزایش سوددهی شود برای ادامه‌دار بودن روند صعودی، معامله‌گران انتظار رشد بیشتر سود در آینده را دارند.

نسبت P/E گروه

مقایسه شرکت‌هایی با حوزه فعالیت غیرمشترک می‌تواند منجر به تحلیل‌های اشتباه شود. چرا که چشم‌انداز و نرخ رشد سودآوری شرکت‌ها در صنایع مختلف با یکدیگر متفاوت است. وقتی به صفحه نماد یک شرکت بورسی مراجعه می‌کنید علاوه بر P/E شرکت، نسبت P/E گروه را نیز مشاهده می‌کنید. عموما P/E شرکت در جهت P/E گروه حرکت می‌کند. در واقع با مقایسه این دو نسبت با یکدیگر می‌توان نتایج زیر را استنباط کرد:

  1. کمتر بودن نسبت P/E شرکت از P/E گروه می‌تواند بیانگر پتانسیل رشد قیمت باشد.
  2. بیشتر بودن P/E از نسبت P/E گروه می‌تواند سیگنالی از خوش‌بینی معامله‌گران باشد. در واقع آنها انتظار رشد سوددهی شرکت در آینده را دارند!

هر دو نتیجه یکسان است! بنابراین تحلیل ارزندگی سهام یک شرکت صرفا با مقایسه P/E آن با نسبت P/E گروه کار اشتباهی است. نه P/E بیشتر از P/E گروه نشان از حباب داشتن سهام است و نه P/E کمتر از P/E گروه بیانگر ارزنده بودن سهام.

نکته: این نسبت برای بورس و فرابورس بصورت جداگانه محاسبه می‌شود. برای دو شرکت با یک گروه مشترک که یکی در بورس و دیگری در فرابورس پذیرش شده است نسبت P/E گروه متفاوت است. برای مثال “شپنا” و “شاوان” هر دو جز گروه فرآورده‌های نفتی هستند اما P/E گروه متفاوتی دارند.

p/e گروه

نکات مهم پیرامون نسبت P/E

  • نسبت P/E منفی مفهومی خاصی ندارد! و صرفا بیانگر ضررده بودن شرکت است.
  • هرگز صرفا با تکیه بر پایین یا بالا بودن P/E یک شرکت اقدام به خرید یا فروش سهام آن نکنید! در واقع نسبتP/Eصرفا یکی از روش‌های ارزش‌گذاری شرکت‌ها است.
  • بعد از افزایش سرمایه تغییری چندانی درP/Eرخ نمی‌دهد چرا که سود نقدی و قیمت سهام کاهش می یابد. اما افزایش سرمایه از محل آورده نقدی عموما با خوش‌بینی نسبت به آینده شرکت همراه است. بنابراین می‌تواند باعث رشد قیمت و بالطبع افزایش P/E شود.
  • هنگام محاسبه نسبت P/E می‌توان از EPS سال مالی گذشته یا پیش‌بینی EPS سال مالی آینده استفاده کرد.
  • برای محاسبهP/E موجود در سایت TSETMC از EPSبر مبنای سود و زیان 12 ماهه اخیر استفاده شده است.
  • همیشه قیمت سهام طبق انتظار بازار حرکت نمی‌کند! چه بسا ممکن است یک شرکت با توجه به ارزنده بودن P/E پایینی داشته باشد و بالعکس!

اگر قصد یادگیری 0 تا 100 مبحث آموزش بورس را دارید به شما توصیه می‌کنیم مقالات آموزشی زیر را به ترتیب مطالعه بفرمایید، به مرور مقالات جدیدتر پیرامون آموزش بورس در سایت درج خواهد شد حتما پیگیر پارس‌سهام باشید.

مارتینگل (Martingale ) استراتژی کاهش ضرر

مارتینگل (Martingale ) استراتژی کاهش ضرر

تحلیل‌گران در بازار سرمایه و سهام، از روش‌ها و استراتژی‌های معاملاتی متعددی استفاده می‌کنند. هدف از به کار بردن نکاتی برای تعیین حد سود این روش‌ها، مدیریت سرمایه، کنترل ریسک‌های سرمایه‌گذاری و کسب سود بیشتر است. یکی از تکنیک‌هایی که برخی از سرمایه‌گذاران در بازار سهام به کار می‌برند، روش مارتینگل (Martingale ) است. این روش ابتدا در شرط‌بندی‌ها استفاده می‌شد اما به تدریج کاربرد آن گسترش یافت و در بازار سهام نیز مورد توجه قرار گرفت. در این مقاله به تعریف روش مارتینگل و سازوکار آن می‌پردازیم.

این استراتژی برای اولین بار در قرن 18 میلادی توسط یک ریاضیدان فرانسوی ابداع شد، که در اصل نوعی روش برای شرط بندی با فرض دو برابر شدن مبلغ شرط است و در طول زمان به واسطه ی محققان زیادی بهینه سازی شده است. امروزه نیز تحلیل گران و اقتصاددانان بسیاری برای انجام معاملات خود در بازار بورس، ارزهای دیجیتال و فارکس از این روش استفاده می کنند.

روش مارتینگل (Martingale ) چیست؟

روش مارتینگل یک استراتژی برای کسب سود محسوب می‌شود که بر تئوری احتمال و فرضیه بازگشت به میانگین استوار است. این تکنیک به میزان زیادی سرمایه نیاز دارد؛ به عبارت دیگر، اگر سرمایه شما بی‌نهایت باشد، استفاده از این روش می‌تواند سود بسیاری را نصیبتان کند؛ در غیر این صورت باید آمادگی پذیرش زیان را داشته باشید. قبل از هر چیز، مختصری درباره تاریخچه این روش صحبت می‌کنیم.

تاریخچه روش مارتینگل (Martingale )

مارتینگل (Martingale ) یک نوع استراتژی معاملاتی است که سرمایه‌گذاران با استفاده از آن می‌توانند به سود‌های قابل توجهی دست پیدا کنند. به عبارت دیگر مارتینگل به روشی گفته می‌شود که در آن، با وارد شدن یک معامله به زیان، حجم معامله بعدی باید دو برابر شود.

در ابتدا این روش بیشتر در شرط بندی‌ها کاربرد داشت و این استراتژی برای اولین بار توسط یکی از ریاضیدان‌های فرانسوی به نام پاول پیر لوی در قرن ۱۸ میلادی مطرح شد.

در مقابل این استراتژی یک استراتژی به نام ضد مارتینگل وجود داشت که معتقد بود با هر شکستی که در معاملات تجربه می‌کنید، باید مقدار پولی که در معامله تزریق کرده‌اید را نصف کنید و هر دفعه که سود کسب کردید، مقدار سرمایه را دو برابر کنید.

این روش دقیقا برعکس روش مارتینگل بود. باید در نظر داشته باشید که روش مارتینگل در معاملات بازار بورس، نیاز به ریسک‌پذیری بالایی دارد.

تکنیک مارتینگل توسط یک ریاضی‌دان فرانسوی به نام پل پیر لوی در قرن ۱۸ میلادی معرفی شد اما محققان دیگر نیز در گذر زمان به بهینه‌سازی این روش پرداختند.

روش مارتینگل در اصل نوعی روش شرط‌بندی بوده که با فرضیه دو برابر شدن کاربرد داشته است.

پس از سال‌ها، یک ریاضی‌دان آمریکایی به نام جوزف لئو دوب، با فرض اینکه با این روش نمی‌توان به بازدهی 100% رسید، تحقیقاتی انجام داد. هم‌اکنون بسیاری از تحلیل‌گران و فعالان بازار سهام، از این روش برای معاملات خود استفاده می‌کنند.

نحوه استفاده از روش مارتینگل

توجه به این نکته ضروری است که میزان ریسک بر معاملات با این روش بسیار بیشتر از سود بالقوه است. بااین‌حال، با بهبود تکنیک مارتینگل و استفاده هوشمندانه از آن، می‌توان شانس موفقیت خود را افزایش داد.

در شرط‌بندی با روش مارتینگل (Martingale )، میزان شرط‌بندی در هر مرحله باید دو برابر مرحله قبل باشد و در صورت باخت در هر مرحله، بازی آن‌ قدر ادامه پیدا می‌کند تا سرانجام شرط را ببرید و از بازی خارج شوید.

برای درک نحوه استفاده از روش مارتینگل، این مثال را در نظر بگیرید: فرض کنید فردی با ۱۰ دلار یک شرط‌بندی را آغاز کند. او در صورت باخت در مرحله اول، ۱۰ دلار از دست می‌دهد و علاوه بر آن، باید در مرحله بعد ۲۰ دلار شرط ببندد.

در صورت باخت در این مرحله نیز، ۴۰ دلار شرط خواهد بست. اگر در مرحله بعد، دوباره شرط را ببازد، باید دو برابر ۴۰ دلار، یعنی ۸۰ دلار وسط بگذارد اما اگر شرط را ببرد، ۷۰ دلار نصیبش خواهد شد و بازی به همین صورت ادامه خواهد داشت.

براساس روش مارتینگل و فرضیه دو برابر شدن، معاملات و خرید سهام باید در چند مرحله اتفاق بیفتد و سرمایه اختصاص‌یافته، هر بار باید دو برابر بار قبل باشد.

برای استفاده از روش مارتینگل باید سرمایه اختصاص‌یافته به یک سهم را به قسمت‌های نامساوی تقسیم و در هر مرحله بخشی از سرمایه را وارد معامله کرد.

استراتژی خرید و فروش پله‌ای

با توجه به توضیح و تعریف روش مارتینگل، بهتر است با یکی از استراتژی‌های معاملاتی به نام خرید و فروش پله‌ای نیز آشنا شویم. یکی از روش‌هایی که برای مدیریت سرمایه و کنترل ریسک و زیان در بازار سرمایه و سهام استفاده می‌شود، خرید و فروش پله‌ای است.

بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای و تحلیل‌گران بازار سهام، پس از بررسی و تحلیل سهم و قبل از اقدام به خرید، حد سود و زیان خود را تعیین می‌کنند.

تعیین حد سود و ضرر می‌تواند در قیمت‌های مختلف انجام شود. معامله‌گران با در نظر گرفتن حد سود و ضررهای مختلف، در قیمت‌های متفاوتی خرید و فروش می‌کنند.

به خرید یا فروش یک سهم در قیمت‌های مختلف که می‌تواند با حجم‌های مختلف باشد، خرید یا فروش پله‌ای می‌گویند.

تعیین حد سود و ضرر و معاملات پله‌ای، برای هر فرد براساس میزان ریسک‌پذیری و بازدهی مورد انتظار، می‌تواند متفاوت باشد.

در روش مارتینگل، استراتژی خرید و فروش پله‌ای نیز در نظر گرفته می‌شود و افراد برای کاهش میانگین قیمت خرید و افزایش سود خود، در قیمت‌های مختلف خرید سهم را انجام می‌دهند.

مدیریت ریسک و سرمایه با مارتینگل

روش مارتینگل به سبک معاملاتی سرمایه‌گذاران توجه چندانی ندارد و تنها رکن آن، این است که با ورود معامله به زیان در فواصل مشخص، باید به حجم معامله مورد نظر افزوده شود تا با برگشتن به اصلاح قیمت در بازار، اول زیان به وجود آمده جبران شود و دوم این که مجموع معاملات انجام شده وارد سود شود.

شاید بگویید که این استراتژی همیشه کارساز بوده و بهتر است همیشه از این روش برای جبران ضرر و کسب سود استفاده کنیم اما این‌طور نیست.

دقت داشته باشید که افزایش حجم معامله در فواصل تعیین شده‌ای امکان‌پذیر است و کافی است بین این فاصله‌های مشخص شده، بازار هیچ اصلاح قیمتی را به وجود نیاورد، با این روال، آنقدر سرمایه خود را در معامله تزریق خواهید کرد که در نهایت معامله شما به ضرر شناور تبدیل شده و آرام آرام تمام سرمایه خود را از دست بدهید.

مزیت روش مارتینگل (Martingale )

روش مارتینگل بیشتر در زمانی کاربرد دارد که از افزایش قیمت سهم در روزهای آینده اطمینان نداریم و ممکن است قیمت سهم در روزهای بعد، از قیمت خرید اولیه کمتر شود. همچنین باید قبل از اجرای این روش، شرکت مورد نظر را به طور کامل تحلیل کنیم.

تحلیل بنیادی شرکت در این مرحله بسیار اهمیت دارد و وضعیت سودآوری آن مهم است.

با استفاده از این روش، به جای اینکه صبر کنیم تا قیمت سهم به قیمت اولیه برسد تا به سود برسیم، می‌توانیم از منفی سهم نیز استفاده کنیم و با کاهش دادن میانگین قیمت خرید، زودتر سود به دست آوریم.

بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای، در کنار سایر تکنیک‌ها و به خصوص تحلیل تکنیکال، از این روش برای خریدهای خود استفاده می‌کنند تا حد سود و ضرر خود را تعیین و هوشمندانه معامله کنند.

معایب روش مارتینگل

مشکل بزرگ این روش، این است که فرض بر بی‌نهایت بودن سرمایه دارد. باید این موضوع را در نظر بگیریم که سرمایه ما بی‌نهایت نیست و ممکن است با اجرای چند باره این روش، تمام شود. با نکاتی برای تعیین حد سود وجود فرضیه دو برابر، پس از چند مرحله حجم خرید و سرمایه مورد نیاز به شدت افزایش می‌یابد.

عیب دیگر روش مارتینگل (Martingale ) این است که تضمینی برای بالا رفتن قیمت پس از کاهش آن وجود ندارد. شاید قیمت به مدت طولانی دچار افت شود و از قیمت اولیه خرید ما فاصله زیادی بگیرد؛ بنابراین باید زمان زیادی صبر کنیم و سرمایه فراوانی را نیز اختصاص دهیم تا قیمت سهم به قیمت اولیه خرید ما برسد و بتوانیم سود به دست آوریم.

یکی از بهبودهایی که برای روش مارتینگل اجرا شده تا این عیب را برطرف کند، این است که تعداد مراحل روش را کم کنیم. برای نمونه می‌توانیم مراحل انجام روش مارتینگل را به سه مرحله کاهش داده و سرمایه خود را به چهار قسمت نامساوی تقسیم کنیم.

در این روش، ضرایب مارتینگل برابر خواهد بود با ۱، ۲، ۴ و ۸ که همان توان‌های 2 هستند. به صورت کلی، همه سرمایه به 15 قسمت تقسیم می‌شود و در هر مرحله از خرید، از یکی از این ضرایب برای خرید سهم استفاده خواهد شد.

برای مثال در صورتی که بخواهیم 150میلیون تومان را به سهمی اختصاص دهیم، در ابتدا 10 میلیون تومان از سهم را خریداری می‌کنیم. در مرحله بعد، خرید ما 20 میلیون تومان می‌شود. سپس 40 میلیون تومان از سهم را می‌خریم و در آخر، 80 میلیون از سهم را خریداری می‌کنیم.

به این ترتیب، با کاهش قیمت، بازه ضرر به 3 مرحله تقسیم می‌شود و هر بار که قیمت به یکی از این 3 بخش می‌رسد، خرید بعدی انجام می‌گیرد.

چگونگی استفاده از مارتینگل (Martingale )

همانطور که مستحضر هستید هرچیزی در دنیای امروز دارای مزیت‌ها و معایبی است که ما با دانستن شیوه استفاده درست از آن میتوانیم از خوبی های آن بهره‌مند شویم.

استراتژی مدیریت مالی مارتینگل نیز از این قاعده مستثنی نیست و برای استفاده اصولی از آن باید به چند نکته حائز اهمیت که در ذیل بطور خلاصه به آن پرداخته‌ام توجه داشت:

علم و دانش معامله‌گری

همانطور که اشاره شد مارتینگل یک استراتژی خرید یا فروش نیست بلکه تنها یک راهکار مدیریت سرمایه است. پس در ابتدایی ترین مرحله شما برای بهره‌مندی از این روش باید با اصول تکنیکال و فاندامنتال حداقل آشنایی نسبی را داشت باشین.

تا بتوانید از طریق تکنیکال سطوح حمایت مهم و روند قیمت سهم را تشخیص دهید و همچنین با علم فاندامنتال ارزندگی سهم را مورد ارزیابی قرار دهید.

روانشناسی

گفتن این نکاتی برای تعیین حد سود حرف سادس که با پایین آمدن قیمت دوباره با مبلغ بیشتری خرید داشت باشیم اما در واقعیت داستان جور دیگریست چون علاوه براینک معامله‌گر در ضرر است و فشار روانی را تحمل میکند درعین حال باید به خود مسلط باشد و شرایط را منطقی بررسی کند نه با این دید که من درست میگم و بازار اشتباه کرده است و حال درصدد این باشد که بخواهد از بازار انتقام بگیرد و خلاف روند معامله کند.

ازطرفی هم باید آنقدر به خود اعتماد به نفس داشت باشد که میتواند درست ترین انتخاب را درهر شرایط اتخاذ کند. پس یک معامله‌گر پس از داشتن علم برای استقاده از استراتژی مارتینگل باید حالت روحی خود نیز مسلط باشد.

خرید پله‌ای

ما داری سرمایه بی‌نهایت نیستیم که بتوانیم هرچقدر قیمت سهم پایین آمد دوبرابر خرید قبلی خودمان خرید داشت باشیم به این امید که بالاخره قیمت سهم شروع به صعودی شدن کند و ضررهای ما تبدیل به سود شود.

پس قبل از ورود به سهم باید سرمایه‌ای را که میخواهیم با آن سهم را خریداری کنیم در نظر بگیریم و آن را به 3 قسمت غیر مساوی که هر‌کدام حداقل دو برابر دیگریست تقسیم کنیم.

نتیجه گیری

با توجه به مطالبی که گفته شد، می‌توانیم روش مارتینگل (Martingale )را یکی از روش‌های مؤثر در خرید سهام در نظر بگیریم. روش مارتینگل با خرید پله‌ای و دو برابر کردن خرید در هر مرحله، کمک می‌کند میانگین خرید خود را کاهش دهیم و زودتر به سود برسیم.

این روش ابتدا در بازی‌های شرط‌بندی مورد استفاده قرار می‌گرفت اما اکنون در همه بازارها به خصوص در بازار سهام کاربرد دارد. با وجود این، مارتینگل معایبی نیز دارد. اساس این روش بر بی‌نهایت بودن سرمایه است و احتمال برنگشتن قیمت به قیمت اولیه در بازار سهام نیز وجود دارد.

برای رفع این معایب، می‌توانیم مراحل روش مارتینگل را کاهش دهیم و با تقسیم کردن سرمایه به بخش‌های مختلف، ریسک را کمتر کنیم.

افراد در فرایند سرمایه‌گذاری خود در بازار سرمایه، ممکن است بر خلاف تصورات و پیش‌بینی‌هایی که داشته‌اند با ضرر و زیان مواجه شوند یعنی سهم را در روز اول با یک قیمت مشخصی خریداری کرده‌اند و با مرور زمان ارزش قیمت سهم کاهش پیدا کرده است.

در این موارد شخص سرمایه‌گذار سه راهکار در پیش دارد، در ابتدایی‌ترین حالت، ممکن است شخص تصمیم به فروش سهام بگیرد و با ضرری که متحمل شده است از سهم خارج شود. در حالت دوم ممکن است شخص تصمیم به صبر گرفته باشد و به امید برگشت قیمت سهم دست روی دست گذاشته باشد.

حالت آخر ممکن است شخص سرمایه‌گذار با استفاده از برخی از راهکارها برای به حداقل رساندن این ضرر و گاهی کسب سود در این موقعیت از سهم خارج شود. استراتژی مارتینگل یکی از بهترین استراتژی برای جلوگیری از متحمل شدن زیان بیشتر و شاید کسب سود در این شرایط باشد.

طبق توضیحات کاملی که در این مقاله ارائه شد شما با استفاده از نظریه مارتینگل می‌توانید در شرایط ریزش قیمت، ضرر کمتری را متحمل شوید. این امر به شرطی دارای اعتبار است که شما نسبت به تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی در بازار سرمایه آشنایی داشته باشید.

چنانچه قصد ورود به بازار ارزهای دیجیتال و خرید و فروش ارز دیجیتال را دارید، اما فرصت کافی یا تخصص لازم برای تحلیل بازار را ندارید، برای سرمایه گذاری موفق در ارزهای دیجیتال و در امان ماندن از کلاه‌برداران و شکارچیان ارز دیجیتال می‌توانید از دوره‌های آموزشی ارز دیجیتال همیار کریپتو استفاده کنید.

این دوره‌ها بر اساس تحلیل بازار و متناسب با نیاز مخاطبان از پایه تا پیشرفته طراحی و بروز می‌شوند. تیم همیار کریپتو برای کمک به علاقه‌مندانی که قصد ورود به این بازار رادارند دوره های آموزش ارز دیجیتال در مشهد را به‌صورت حضوری در مشهد و غیرحضوری برای علاقه‌مندان در نقاط مختلف کشور در فضای اسکای روم برگزار می‌کند.

نکاتی در موفقیت معامله گری در بازار سرمایه

در زیر به مجموعه قواعدی اشاره میکنم که پس از سالها معامله گری بدست آمده و تجربه شخصی معامله گران است. تک تک این توصیه ها با ضررهای فراوان بدست آمده. ما برای شما مینویسیم که شما ضرر ندهید. به امید پیروزی همه معامله گران ایرانی در بازاهای مالی.

نکاتی در موفقیت معامله گری در بازار سرمایه

1-در بازارهای مالی فرصت ها مانند ایستگاه اتوبوس هستند، با رفتن یک اتوبوس اتوبوس بعدی خواهد رسید، و شاید شما کمی معطل شوید. لذا هرگز نگران موقعیت های از دست رفته نباشید.

۲-از پولی استفاده کنید که اگر از دست رفت فقیر و نیازمند نشوید و زندگی شما را مخاطره نکند. عزت نفس یک معامله گر ارتباط نزدیکی با خودنفسی و آرامش حین معامله دارد.

۳-تصور اینکه بتوانید سریع ثروتمند شوید و با وارن بافت سر یک میز غذا بخورید را از سر خود بیرون کنید، این کار باید با حوصله و آرامش جلو بره.

۴-وجود اهرم در بازارهای مالی می تواند گردن شما را به راحتی قطع کند طوری که حتی متوجه آن نشوید ولی وقتی دست در جیب خود میکنید می بینید پولی برای شما نمانده.

۵-در بازاهای مالی شما یک دونده ماراتن هستید نه یک دونده ی سرعت.

۶-کلیه اپلیکیشن ها و ابزارهای معامله گری را در گوشی تلفن خود پاک کنید، و از معامله گری با تلفن همراه دوری کنید چون ذهن شما خارج از محیط معامله گری علاقه ی شدیدی به گرفتن پوزیشن های خانه مان سوز دارد.

۷-حد ضرر تنها ابزرا دفاعی شماست و نداشتن حد ضرر مثل نداشتن سنگر و استتار در میدان جنگ است.

۸-اولین وظیفه یک سرباز حفظ جان است سپس جنگیدن، لذا در بازاهای مالی اول حفظ سرمایه سپس کسب سود. شما در یک معامله سودی نکنید بهتر از این است که ضرر کنید.

۹-اگر در بازاهای مالی مرتب در حال شکست هستید نگران نباشید چون تنها یک بازنده ی فعال است که می تواند تبدیل به یک برنده ی فعال شود، لذا از شکست های خود درس بگیرید چون ماندگاری شرط سودآوری در مارکت است.

۱۰-از پشت چارت نشینی پرهیز کنید این کار شاید سودهایی هم برای شما به همراه داشته باشد ولی در نهایت به ضرر معاملات و سلامتی جسمی شماست. تحلیل کنید، پوزیشن بگیرید، حد ضرر و حد سود بگذارید و رها کنید.

۱۱-بازاهای می توانند به راحتی و بدون هیچ دلیل خاصی پرشتاب به مسیر خود ادامه دهند یا از مسیر خود منحرف شوند این ذات بازار هست پس با بازار همراه باشید و تعصبی روی جهت آن نداشته باشید.

۱۲-ساعات ترید خود را محدود کنید نهایت به دو یا سه بار در روز اگر معامله گر روزانه هستید ولی نکاتی برای تعیین حد سود بدانید بزرگان شاید هفته ای یک بار هم معامله نمی کنند، آنها به معامله ورود میکنند و چندهفته یا چند ماه بعد سود خود را برداشت می کنند و مثل آماتورهای نوک نمیزنند. ولی می دانم که این راحت نیست چون اگر روزی حداقل بیست باز پوزیشن نگیرید فسیل و بی حوصله می شوید.

۱۳-وقتی ضرر میکیند مایوس نشوید و وقتی هم سود میکنید به خود غره نشوید چون تنها یک بازدهی ۶ ماهه است که به شما نشان میدهد واقعا چه کاره هستید.

۱۴-خدا معمولا کاری به بازاهای مالی ندارد پس اگر در ضرر هستید به جای دعاکردن برای اینکه معامله شما وارد سود شود، شکست را پذیرفته و به افزایش دانش و تجربه خود بپردازید. یاد خدا آرام بخش دلهاست پس از آن در جهت آرام کردن خود تمسک جویید نه دست آوریزی برای به سود رساندن معامله در ضرر خود و این فقط شمایید که مسوول ضرر و زیان خود هستید.

۱۵-هیچ قانون ثابتی برای بازاهای مالی وجود ندارد یا بهتر است بگوییم قانونی از جنس خودشان دارند. پس اگر کنترلی بر بازار نمی توانید داشته باشید بر خویشتن که می توانید.

۱۶-از اندیکاتورها یا استفاده نکنید یا اگر استفاده میکنید از یکی دوتای آنها بهره ببرید و اجازه دهید چشمان شما روی چارت عریان قدم بزند این برای شما بهتر خواهد بود. توجه خود را به قله ها و دره ها بدوزید و شکست آنها از بالا یا پایین، تا کم کم با مفهوم روند آشنا شوید.

۱۷-اگز ازدواج کرده اید همسر و فرزندان شما بیشترین خوشبختی شما هستند پس آنها را در گیر معاملات خود نکنید. عده ای تا سود می کنند شروع به بذل و بخشش و رستوران بردن اعضای خانواده میکنند ولی خدا نکنه ضرر کنند زندگی را برای اهل دنیا سخت می کنند پس معتدل و میانه رو باشید.

۱۸-بازاهای مالی استاندارد معمولا دو روز در هفته تعطیل هستند پس در این دور روز مثل مار به خودتان نپیچید و از این فرصت برای مطالعه و تفریح و بالابردن دانش معامله گری خود استفاده کنید.

۱۹-تا می توانید از خرید و فروشهای سرخطی پرهیز کنید وکمی با مفهوم خرید و فروشهای شرطی آشنا شوید. مثلا اگر این عدد را شکست من میخرم یا میفروشم. درک این مفهوم نیمی از هنر معامله گری است.

۲۰-وقتی معامله شما در ضرر فرو میرود از اضافه کردن و میانگیین گیری پرهیز کنید ولی اگر در سود رفت مجازید حجم اضافه کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.