انواع حاشیه سود در بورس


حاشیه سود

حاشیه سود (Profit Margin)

حاشیه سود (خالص) که مارجین هم به آن گفته می شود، یکی از نسبت های سودآوری است که از تقسیم سود (خالص) بر درآمد یا فروش به دست می‌آید. سود خالص که آخرین خط از صورت سود و زیان است، با کسر کردن همه هزینه های شرکت، از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی، از کل درآمد به دست می آید.

در حسابداری و مالی، میزان سودآوری یک شرکت را نسبت به درآمد (فروش) آن با استفاده از مارجین اندازه گیری می کنند.

حاشیه سود یا مارجین به زبان ساده

حاشیه سود به شکل درصدی بیان می‌شود و به عبارتی مشخص می‌کند که یک شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش (درآمد)، چند میلیون سود به دست می آورد. برای مثال، اگر مارجین سود خالص شرکتی 20% باشد، به این معنی است که این شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش، 20 میلیون تومان سود خالص کسب می کند.

انواع حاشیه سود و نحوه محاسبه آن ها

حاشیه سود انواع مختلفی دارد، که از طریق تحلیل عمودی صورت سود و زیان هم می توان آن ها محاسبه کرد.

حاشیه سود ناخالص (Gross Profit Margin)

حاشیه سود ناخالص از تقسیم سود ناخالص بر درآمد به دست می آید. برای محاسبه مارجین سود ناخالص از فرمول زیر استفاده می کنیم:

حاشیه سود عملیاتی (Operating Profit Margin)

حاشیه سود عملیاتی از تقسیم سود عملیاتی (EBIT) بر درآمد به دست می آید. مارجین سود عملیاتی برای ارزیابی سودآوری شرکت از عملیات اصلی آن مورد استفاده قرار می گیرد. برای محاسبه آن از فرمول زیر استفاده می کنیم:

حاشیه سود خالص (Net Profit Margin)

حاشیه سود خالص از تقسیم سود خالص (Net Profit) بر درآمد به دست می آید و یکی از پر کاربرد ترین نسبت های مالی است که تحلیلگر های مالی با استفاده از آن میزان سودآوری شرکت را با توجه به فروش یا درآمد های شرکت مورد ارزیابی قرار می دهند.

روش محاسبه مارجین سود خالص از طریق فرمول زیر نمایش داده شده است:

کاربرد ها و تحلیل حاشیه سود و مارجین

در سطحی ابتدایی، مارجین پایین می‌تواند این‌طور تعبیر شود که سود دهی شرکت چندان ایمن نیست. اگر شرکتی با حاشیه سود پایین، با افت در فروش مواجه شود، مارجین آن حتی کمتر هم خواهد شد و حتی امکان دارد صفر یا منفی شود.

مارجین سود پایین می‌تواند به نکات خاصی درباره صنعتی که یک شرکت در آن فعالیت دارد یا شرایط کلان اقتصادی آشکار کند. به طور مثال، اگر مارجین سود یک شرکت کم باشد، می‌تواند نشان دهنده آن باشد که فروش کمتری از سایر شرکت‌ها در همان صنعت (سهم بازار کم) داشته و یا اینکه صنعتی که شرکت در آن فعالیت دارد خودش از شرایط وخیمی رنج می‌برد.

حاشیه سود همچنین به یک سری نکات راجع به توانایی شرکت در مدیریت هزینه هایش اشاره دارد. مخارج بالا نسبت به درآمد (مارجین سود پایین) ممکن است نشانگر این باشد که شرکت، احتمالاً به خاطر مشکلات مدیریتی، در حال تقلا برای پایین نگه‌داشتن هزینه‌ها است. این امر مستلزم آن است تا هزینه ها بهتر تحت کنترل قرار گیرند. مخارج بالا ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتند، مثلاً شرکت به نسب فروش خود موجودی کالای زیادی دارد، یا اینکه کارمندان زیادی استخدام کرده یا در فضای بیش‌ از حد بزرگی فعالیت می‌کند و درنتیجه مجبور است پول اجاره زیادی بپردازد و دلایل دیگری از این‌ دست.

از طرف دیگر حاشیـه سود بالا نشانگر سودآوری شرکت است که کنترل بهتری بر هزینه‌هایش به نسبت رقبا دارد.

مارجین ها همچنین می‌توانند جنبه‌های خاصی از استراتژی قیمت گذاری یک شرکت را مشخص نمایند. به طور مثال مارجین سود پایین ممکن است نشان دهد که شرکت کالاهای خود را کمتر قیمت گذاری کرده است.

محدودیت‌های استفاده از مارجین ها

گرچه حاشیه سود نسبت مفید و محبوبی برای اندازه‌گیری سودآوری شرکت‌ها است، اما مثل هر معیار یا نسبت مالی دیگری دارای محدودیت‌هایی است که سرمایه گذاران باید در هنگام استفاده از آن، این محدودیت‌ ها را در نظر بگیرند.

اگرچه حاشیه سود می‌تواند برای مقایسه شرکت‌ها با یکدیگر بسیار مفید باشد، افراد باید از این معیار فقط جهت مقایسه شرکت‌ها در یک صنعت خاص و با مدل‌های کسب و کار و سطح درآمدی یکسان استفاده نمایند. شرکت‌ها در صنایع متفاوت اغلب مدل‌های کسب و کار مختلف با مارجین های گوناگون دارند، به همین دلیل تفسیر مقایسه‌ای بین حاشیه‌های سود آن‌ها تقریباً بی‌معنی است.

به طور مثال، شرکت‌هایی که اجناس لوکس می‌فروشند اغلب درصد سود بالایی در اجناس دارند، درحالی‌که موجودی کالا و هزینه سربار کمی دارند یا درآمد متوسطی دارند اما از حاشیـه سود بالایی برخوردارند. در سویی دیگر، شرکت‌های تولیدکننده کالاهای اساسی به دلیل نیاز به نیروی کار و فضای بیشتر، درصد سود کمی داشته و موجودی کالا و هزینه سربار نسبتاً بالایی دارند. همین‌طور ممکن است این شرکت‌ها درآمد بالایی داشته باشند، اما از مارجین پایینی برخوردارند.

محاسبه حاشیـه سود برای شرکت‌هایی که در حال ضرر کردن هستند، خیلی مفید نیست، چون آن‌ها هیچ سودی ندارند.

توضیحات مدیر مالی در مورد مارجین

اعدادی مثل فروش یا درآمد به ندرت می‌توانند چیز خاصی راجع به سودآوری شرکت در اختیار قرار دهند و نگاه کردن به درآمدهای یک شرکت اغلب کل داستان را تعریف نمی‌کند. افزایش درآمدها خوب است، ولی افزایش بدین معنی نیست که حاشیـه سود یک شرکت در حال بهبود است. به طور مثال، فرض کنید که درآمد یک سال شرکت فرضی شناسا ۱ میلیارد تومان بوده و ۷۵۰ میلیون تومان هزینه داشته باشد که مارجین سود او را ۲۵% می‌کند (۲۵%=۱۰۰۰/(۷۵۰-۱۰۰۰)). اگر در طول سال بعدی درآمدش به ۱٫۲۵ میلیارد تومان افزایش یابد و هزینه های آن به ۱ میلیارد تومان برسد، حاشیـه سود آن ۲۰% می‌شود ((۱۲۵۰-۱۰۰۰)/۱۲۵۰=۲۰%). گرچه درآمد شرکت افزایش پیدا کرده، اما حاشیه سود شرکت به خاطر افزایش سریعتر هزینه ها نسبت به درآمد، کاهش یافته است.

به همین ترتیب، افزایش یا کاهشی در مخارج شرکت ضرورتاً بدین معنی نیست که حاشیه سود شرکت در حال رشد یا کاهش است. فرض کنید که شرکت فرضی پایا درآمد و مخارجش در یک سال ۲ میلیارد و ۱٫۵ میلیارد تومان باشد. در این صورت حاشیـه سود آن ۲۵% خواهد بود. در سال بعد، شرکت یک تغییر ساختار انجام می‌دهد و مخارج خود را با حذف یک خط تولید کاهش می‌دهد، به همین خاطر درآمد کل هم کاهش می‌یابد. اگر درآمد و مخارج شرکت پایا در سال دوم ۱٫۵ میلیارد و ۱٫۲ میلیارد دلار باشد، پس مارجین سود آن حالا ۲۰% است. گرچه شرکت پایا توانست هزینه های خود را به شکل قابل‌توجهی کاهش دهد، ولی حاشیـه سود به شکل قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر قرار گرفت. چون درآمد سریع‌تر از مخارج با کاهش روبرو شد.

حاشیه سود چیست؟ | معرفی انواع حاشیه سود و نحوه محاسبه آن‌ها

حاشیه سود چیست

بررسی حاشیه سود در بررسی عملکرد سازمان‌ها، شرکت‌ها، واحدهای تولیدی یا خدماتی کمک می‌کند تا تمام جنبه‌های مربوط به کسب‌وکار خود، عملکرد را ارزیابی کرده و در پی بهبود آن باشند. در این بین، بررسی انواع حاشیه سود در بورس سودهای حاصل از فعالیت نهادهای اقتصادی، علاوه بر مدیران این سازمان‌ها، می‌تواند برای قشر دیگری از جامعه نیز بسیار مفید باشد. تحلیل‌گران حرفه‌ای و بنیادی بازارهای مالی، دیگر افرادی هستند که با بررسی صورت‌های مالی شرکت‌ها، به ارزش ذاتی سهام آن‌ها پی می‌برند. این افراد می‌توانند در پی این بررسی‌ها، بهترین نمونه‌های سرمایه‌گذاری را پیدا کنند.

حاشیه سود دقیقاً چیست؟

حاشیه سود یا «Profit margin» مفهومی است که به کمک آن مقدار سود حاصل از فعالیت‌های اقتصادی در برابر هر دلار یا ریال را اندازه می‌گیرند. در واقع اندازه‌گیری حاشیه سود شرکت‌ها باعث می‌شود تا سهامداران بتوانند مقدار سوددهی آن‌ها را اندازه گرفته و به ارزش ذاتی سهام‌شان پی ببرند. Profit margin را می‌توان میزان توانایی یک شرکت در کنترل هزینه‌ها دانست. هرچقدر عدد سود بدست آمده بیشتر باشد، یعنی عملکرد شرکت در مهار و مدیریت هزینه‌ها بالاتر بوده. هرچقدر هم عدد سود به دست آمده کمتر باشد، به این معنی است که شرکت در کاهش و مدیریت هزینه‌ها، عملکرد ضعیفی داشته است.

بررسی و کاربرد profit margin

حاشیه سود به‌صورت کلی، یک دید کلی در مورد شرکت‌ها به تحلیل‌گران می‌دهد تا به یک نتیجه‌ی کلی در مورد ساختار، شیوه عمل و بازدهی شرکت‌ها برسند. اطلاعات بدست آمده از محاسبه آن به معامله‌گران کمک می‌کند تا بهترین و باارزشترین سهام را برای خرید انتخاب کنند. همچنین اگر عملکرد کلی یک شرکت، رو به وخامت باشد، نتیجه‌گیری‌ها حاکی از فروش سهام آن شرکت خواهد بود.

کاربرد حاشیه سود

انواع حاشیه سود

حاشیه سود با روش‌های گوناگونی محاسبه می‌شود که در هر روش آن، بخشی از عملکرد سازمان مورد توجه قرار می‌گیرد. به‌صورت کلی Profit margin به سه صورت زیر ارزیابی می‌شود:

سود خالص

حاشیه سود خالص یا «Net Profit Margin» به سودی گفته می‌شود که پس از کسر تمام هزینه‌های مربوط به مواد اولیه، خط تولید، حقوق و دستمزد، مالیات، هزینه‌های عملیاتی انواع حاشیه سود در بورس و …. بدست می‌آید. به این نوع بازدهی، سود خالص می‌گویند، چراکه مقدار سود نهایی را مشخص می‌کند و به صورت درصد بیان می‌شود. برای مثال، اگر سود خالص یک شرکت برابر با ۲۵ ٪ باشد، یعنی از ۱۰۰ تومان فروش این شرکت، ۲۵ تومان آن سود خالص و انواع حاشیه سود در بورس نهایی بوده است.

سود ناخالص

حاشیه سود ناخالص یا «Gross Profit Margin» به سودی گفته می‌شود که بدون کسر هزینه‌های لازم در تولید، توزیع، مالیات و ….. بدست می‌آید. به این بازدهی، سود ناخالص می‌گویند، چون هزینه‌های دخیل در تولید آن نیز همراه سود در نظر گرفته می‌شوند.

سود عملیاتی

حاشیه سود عملیاتی یا «Operating Profit Margin» به سودی گفته می‌شود که هزینه‌های متغیر تولید از آن کسر شده است. این نوع از بازدهی، چون دید متوسطی به نسبت دو نوع سود دیگر به ما می‌دهد، کاربردی‌تر است. هزینه‌های متغیر تولید را می‌توان هزینه‌های مربوط به دستمزد، مواد خام و سایر هزینه‌های عمومی در نظر گرفت که از سود کلی کسر می‌شود. البته هزینه مالیات به هیچ وجه در سود عملیاتی کسر نمی‌شود، این در حالی است که در محاسبه‌ی سود خالص، تمام هزینه‌ها، حتی هزینه‌ی مالیات نیز از سود اصلی کسر خواهد شد.

انواع حاشیه سود

نحوه محاسبه حاشیه سود

محاسبه هر یک از انواع حاشیه‌های سود به شیوه نسبتاً متفاوتی ارزیابی می‌شود؛ اما به‌صورت کلی در بررسی تمام این سودها، سود بدست آمده بر مقدار فروش تقسیم می‌شود. به عنوان مثال برای محاسبه‌ی سود عملیاتی باید درآمد عملیاتی را به فروش خالص تقسیم نمایید. در این فرمول، درآمد عملیاتی، به درآمد یک شرکت قبل از پرداخت بهره‌ها و مالیات گفته می‌شود که بر کل فروش آن سازمان تقسیم شده تا حاشیه سود عملیاتی آن بدست بیاید. همچنین برای محاسبه‌ی سود ناخالص نیز «قیمت تمام شده» را از «قیمت فروش» یک محصول کسر می‌کنیم. یعنی اگر یک محصول خاص با قیمت ۱۰۰۰ تومان در بازار به فروش رسیده باشد و قیمت تمام شده‌ی آن برای شرکت ۵۰۰ تومان باشد، سود ناخالص آن محصول برابر با ۵۰ ٪ یا ۵۰۰ تومان خواهد بود. برای محاسبه‌ی سود خالص نیز باید تمام هزینه‌ها از سود اصلی کسر شود.

سخن نهایی

استراتژی‌های فراوانی وجود دارد که مدیران با بکارگیری آن‌ها می‌توانند هزینه‌ها را کاهش داده و مقدار سود را بالاتر ببرند، بدون اینکه به کیفیت محصولات خللی وارد شود. بنابراین وقتی یک شرکت، حاشیه سود پایینی دارد، یعنی تیم مدیریت آن از توانایی کافی برای کنترل هزینه‌ها و کاهش سود برخوردار نیست. اگرچه کاهش کاهش و افزایش حاشیه سود، حاصل شیوه‌های متفاوت کاری مدیران است که می‌تواند پس از مدتی به حالت عادی برگردد یا فروش بیشتری را رقم بزند، اما رسیدن به یک درک کلی در مورد عملکرد سازمان‌ها، به بررسی‌های بنیادی بیشتری بستگی دارد. افراد مبتدی که به تازگی وارد بازار بورس شده‌اند یا افرادی که می‌خواهند تحلیل بنیادی را فرابگیرند، می‌توانند از آموزش‌های جامع این مفاهیم در سایت دلفین‌وِست استفاده کنند. چراکه موفقیت در بازارهای مالی، تنها به دانش و تخصص معامله‌گران وابسته است.

برای یادگیری “انواع سود” مسیر زیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:

حاشیه سود در تحلیل بنیادی به چه معناست؟ (profit margin)

رویکرد تحلیل بنیادی، یکی از روش‌های تحلیل بورس می‌باشد. وضعیت یک شرکت از لحاظ صنعتی و اقتصادی در این روش مورد بررسی قرار داده می‌شود تا بتوان تخمینی از قیمت واقعی هر سهم آن زد. حاشیه سود در تحلیل بنیادی از گزاره‌های مهم و کاربردی در تحلیل بورس می‌باشد.

اطلاعات مالی، سود و زیان شرکت در این روش باید از سایت‌هایی مانند کدال که سایت بورس معتبر است، دریافت شود. شرکت‌هایی که در بورس حاضرند، صورت‌های مالی خود را در بازه‌های مشخص موظفند منتشر کرده و در دسترس سرمایه‌گذاران قرار دهند.

ضمن تحلیل این داده‌ها، تحلیل گران و سرمایه گذاران می‌توانند در مورد فروش یا خرید سهام هر شرکت، تصمیم گیری کنند. لازم به ذکر است که از طریق شرکت‌های کارگزاری تمامی این معاملات انجام می‌شود.

چندین آپشن مهم در تحلیل بورس به شیوه بنیادی استفاده می‌شود. حاشیه سود یکی از این موارد می‌باشد. با ما همراه باشید تا در ادامه به بررسی حاشیه سود در تحلیل بنیادی بپردازیم.

تعریف حاشیه سود در تحلیل بنیادی

حاشیه سود در تحلیل بورس، به نسبت سود به فروش می‌گویند. درواقع باید میزان سود را بر فروش برای محاسبه‌ی آن، تقسیم کرد. با ضرب انواع حاشیه سود در بورس کردن عدد بدست آمده در ۱۰۰، درصد حاشیه سود بدست می‌آید.

برای مثال در صورتی که حاشیه‌ی سود شرکتی برابر با ۲۰ درصد باشد، به این معنی است که به ازای فروش ۱۰۰ تومان، ۲۰ تومان سود بدست آمده است.

تعریف حاشیه سود در تحلیل بنیادی

استفاده از حاشیه سود در تحلیل بورس

حاشیه سود در تحلیل بنیادی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. می‌توان تحلیل‌های بسیار خوبی از وضعیت شرکت با محاسبه‌ و دانستن این گزاره، ارائه داد.در صورتی که نسبت به گذشته رقم حاشیه سود شرکتی کمتر شده باشد، دلایل متعددی می‌توان برای آن در نظر داشت.

از جمله این دلایل می‌توان موارد زیر را نام برد:

  1. سوددهی شرکت مذکور نسبت به قبل کمتر شده است.
  2. کاهش قیمت محصول نسبت به گذشته
  3. افزایش هزینه‌های جانبی شرکت
  4. ضعف مدیریت هزینه‌ها توسط مدیران شرکت

در صورتی که روند کاهش در حاشیه سود شرکتی نسبت به گذشته وجود داشته باشد، خرید سهام شرکت به نفع سرمایه گذاران نخواهد بود.

حاشیه سود شرکت در صورتی که بتواند هزینه‌های خود را کاهش داده اما سود خالص آن‌ها تغییر نکند، افزایش خواهد یافت. در این حالت به سهام این شرکت می‌توان خوش‌بین بود.

جهت بررسی تغییرات حاشیه سود یک شرکت، لازم است گزارش عملکرد دوره‌ای شرکت مورد مطالعه قرار گیرد.

حتما توصیه می‌کنیم تغییرات حاشیه سود شرکت را در صورتی که قصد خرید سهم آن را دارید، نسبت به مقدار آن در گذشته مقایسه نمایید. افزایش حاشیه‌ی سود می‌تواند نشانه‌ی خوبی بر این باشد که بتوان سهم شرکت را خرید و از طریق آن سود کسب کرد.

اما در صورتی که شاهد روند نزولی گزاره‌ حاشیه سود شدید، توصیه می‌کنیم که در اسرع وقت از سهام شرکت مربوطه خارج شوید.

استفاده از حاشیه سود در تحلیل بورس

البته صرفا نمی‌توان در بررسی و تحلیل بورس به یک گزاره استناد کرد و تصمیم گیری نهایی را بر مبنای آن قرار داد. با این وجود دیدگاه موثری می‌توان از طریق حاشیه سود نسبت به مدیران و وضعیت فعلی شرکت بدست آورد.

به بیانی، حاشیه سود در تحلیل بنیادی مهم و لازم است، اما به تنهایی کافی نیست.

انواع حاشیه سود

حاشیه سود به سه نوع حاشیه سود خالص، حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود عملیاتی تقسیم می‌شود. هرکدام از این موارد به محاسبه و بررسی المانی مهم در شرکت مورد نظر به بررسی می‌پردازد.

حاشیه سود خالص

حاشیه سود خالص یک شرکت از تقسیم سود خالص بر درآمد یک شرکت بدست می‌آید. البته توجه کنید که در یک بازه‌ی زمانی مشخص این پارامتر در نظر گرفته می‌شود.

حاشیه سود ناخالص

محاسبه‌ی حاشیه سود ناخالص همانند خالص می‌إاشد. تفاوتی که وجود دارد این است که در صورت تقسیم، میزان سود ناخالص جای‌گذاری می‌شود. پس طبق این توضیح می‌توان گفت با تقسیم میزان سود ناخالص بر درآمد کل شرکت، حاشیه سود ناخالص بدست می‌آید.

حاشیه سود عملیاتی

در این قسمت میزان سود عملیاتی شرکت بر میزان درآمد کل تقسیم می‌شود و حاشیه سود عملیاتی بدست می‌آید.

مزایا و معایب حاشیه سود در تحلیل بنیادی

حاشیه سود می‌تواند برای میزان سودآوری یک شرکت معیار بسیار خوبی باشد. می‌توان یک دید کلی از میزان توانایی شرکت در کنترل هزینه‌ها با در نظر گرفتن تمام هزینه‌های پرداخت شده از طرف شرکت برای تولید محصول و همچنین درآمد بدست آمده از فروش محصولات، به دست آورد.

حاشیه سود بالا نشان از آن دارد که قیمت گذاری محصولات مناسب، هزینه‌های پرداختی تولید محصول تحت کنترل و همچنین مدیریت کارآمد بوده است. از طرفی دیگر کاهش میزان سود شرکت هشداری برای تغییر روند هزینه‌های شرکت و قیمت‌گذاری می‌باشد.

محدودیت‌های حاشیه سود چیست؟ جاییکه که فروش‌های یکباره گاهی شرایط را فریبنده جلوه می‌دهد. بدان معنی که گاهی تحت تاثیر عواملی، شرکت با فروش یکباره توانسته در سطح بالایی حاشیه سود خود را نگه دارد. چنین ارقامی برای حاشیه سود به صورت ناپایدار خواهند بود.

محدودیت دیگر این گزاره زمانی معنا پیدا می‌کند که شرکت‌های دارای مدل‌های تجاری متفاوتی باشند. در واقع نمی‌توان مقایسه دقیقی به وسیله محاسبه حاشیه سود از شرکت‌ها در صنایع مختلف بدست آورد. شرایط سوددهی در این شرایط در صنایع مختلف متفاوت است.

کلام آخر

حاشیه سود در تحلیل بنیادی می‌تواند یک معیار خوب از میزان سودآوری شرکت‌ها باشد. همانطور که در بالا اشاره کردیم حاشیه سود شامل حاشیه سود خالص، حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود عملیاتی می‌شود. هر کدام از این موارد فرمول‌ محاسباتی مخصوص خود را دارد. حاشیه سود بالاتر در یک شرکت نشان دهنده‌ی مدیریت و کنترل خوب هزینه‌های شرکت، قیمت گذاری مناسب محصولات و به کار گرفتن استراتژی فروش مناسب و خوب در بازار است.

حاشیه سود (Profit Margin)

همانطور که کاملا مشخص است؛ امروزه گرایش به سمت بازارهای سرمایه به شدت افزایش پیدا کرده است.

اما مسئله اینجاست که در این بازار پر جنب‌وجوش، تنها آن دسته از افرادی که با دانش تخصصی و مهارت کافی به انجام معاملات می‌پردازند، در این کار موفق خواهند شد.

بسیاری از تحلیل‌گران فعال در بازار بورس، از تحلیل‌های بنیادی کمک گرفته و در تحلیل‌های خود از اصطلاحات و مفاهیم مهم بهره می‌برند تا در نهایت نتیجه مطلوب حاصل گردد.

در این مقاله قصد داریم درباره یکی از گزاره‌های مهم در تحلیل بنیادی به نام “حاشیه سود” صحبت کنیم. اگر تمایل دارید که این اصطلاح مهم را بهتر درک کرده و در بازار بورس موفق‌ترعمل کنید؛ پس تا انتهای این مقاله همراه ما باشید.

حاشیه سود چیست؟

یکی از ابزارهای مهمی که در تحلیل بنیادی به کار گرفته می‌شود، حاشیه سود است. اما دقیقا حاشیه سود به چه معناست؟

در صورت‌های مالی شرکت‌های بورسی، میزان فروش و سود شرکت کاملا مشخص است و تحلیل‌گران براساس داده‌های موجود در این گزارش‌ها، اطلاعات مهم از شرکت‌های بورسی را به دست می‌آورند.

حال اگر در این صورت مالی، داده‌ای را تحت عنوان “میزان سود سهام” بر داده مربوط به “میزان فروش سهام” تقسیم کنیم، حاشیه سود به دست می‌آید.

نسبت میزان سود شرکت به میزان فروش آن را با حاشیه سود بیان می‌کنیم که اگر در عدد 100 ضرب شود، درصد سود به دست می‌آید.

برای درک بهتر این موضوع؛ فرض کنید که حاشیه سود شرکتی 15 درصد بیان شده است. در واقع منظور این است که به ازای هر 100 تومان فروش، 15 تومان سود نصیب شرکت مورد نظر شده است.

لازم به ذکر است که گاهی ممکن است حاشیه سود شرکتی، نسبت به گذشته کاهش یابد که این موضوع می‌تواند دلایل مختلفی مانند کاهش قیمت محصول نسبت به گذشته، کاهش سوددهی شرکت، افزایش هزینه‌های جانبی شرکت و عدم مدیریت کافی در کنترل هزینه‌ها داشته باشد.

بررسی انواع حاشیه سود

به طور کلی 3 نوع حاشیه سود وجود دارد:

در ادامه به بررسی هریک از آن‌ها می‌پردازیم:

حاشیه سود خالص (Net Profit Margin)

حاشیه سود خالص برای یک شرکت عبارت است از سود خالص آن شرکت تقسیم بر درآمد کل به دست آمده از شرکت.

توجه داشته باشید که حاشیه سود خالص، در یک بازه زمانی مشخص در نظر گرفته می‌شود.

حاشیه سود خالص

فرمول محاسبه حاشیه سود خالص

حاشیه سود ناخالص (Gross Profit Margin)

حاشیه سود ناخالص، همانند حاشیه سود خالص محاسبه می‌شود و تنها یک تفاوت دارد و آن هم این است که در صورت فرمول محاسبه حاشیه سود ناخالص، میزان سود ناخالص قرار می‌گیرد.

بنابراین؛ حاشیه سود ناخالص عبارت است از میزان سود ناخالص تقسیم بر درآمد کل شرکت.

حاشیه سود ناخالص

فرمول محاسبه حاشیه سود ناخالص

حاشیه سود عملیاتی (Operating Profit Margin)

برای محاسبه حاشیه سود عملیاتی، باید میزان سود عملیاتی را بر میزان کل درآمد شرکت تقسیم کنیم.

حاشیه سود عملیاتی

فرمول محاسبه حاشیه سود عملیاتی

منظور از حاشیه سود ناخالص چیست؟

همانطور که توضیح دادیم؛ منظور از حاشیه سود، میزان سود یک شرکت نسبت به میزان فروش آن است.

حالا اگر از هزینه‌های اضافی که در شرکت پرداخت شده صرف نظر کنیم و در محاسبات خود وارد نکنیم، حاشیه سود را حاشیه سود ناخالص می‌نامیم.

مسلما در هر کسب و کاری، هزینه‌هایی مربوط به مراحل تولید، دستمزد و مالیات وجود دارد که اگر این هزینه‌ها را محاسبه نکنیم، حاشیه سود ناخالص به دست می‌آید.

هر چقدر میزان حاشیه سود ناخالص یک شرکت بیشتر باشد، عملکرد آن شرکت مناسب بوده و کنترل هزینه‌های خود را به درستی انجام داده است.

برای درک بهتر این مفهوم، به یک مثال توجه کنید. فرض کنید که یک شرکت برای تولید یک محصول، 2000 تومان هزینه کرده است؛ اما در بازار، آن را به قیمت 3000 تومان به فروش می‌رساند. در این حالت می‌گوییم که حاشیه سود این شرکت، 1000 تومان یا به عبارتی 100 درصد بوده است.

در حالت دیگری؛ فرض کنید که حاشیه سود یک شرکت در داده‌های اطلاعاتی 50 درصد عنوان شده است؛ به این معنا که از هر 1000 تومانی که محصول به فروش می‌رود، 500 تومان از آن، سود حاصل از فروش خواهد بود. البته دقت کنید که این حاشیه سود، به صورت ناخالص و با احتساب هزینه‌های مختلف در شرکت عنوان شده است.

نحوه محاسبه حاشیه سود

برای محاسبه سود ناخالص از داده‌های یک شرکت فعال انواع حاشیه سود در بورس در بورس، بایستی تفاوت قیمت تمام شده با میزان فروش محصول را پیدا کنیم.

به بیان دیگر؛ اگر قیمت تمام شده یک محصول را از قیمت فروش آن محصول کم کنیم، سود ناخالص آن محصول به دست می‌آید. حال با داشتن سود ناخالص، به راحتی می‌توانیم حاشیه سود ناخالص را نیز محاسبه کنیم. برای این کار؛ کافی است میزان فروش را بر سود ناخالص محصول که در مرحله قبل محاسبه کردیم، تقسیم کنیم.

توجه داشته باشید که حاشیه سود برای تمام محصولات یک شرکت قابل محاسبه است و معمولا عدد‌های متفاوتی برای محصولات مختلف یک شرکت به دست می‌آید.

به این ترتیب؛ اگر قرار باشد که حاشیه سود را برای کل محصولات به دست آورید، بهترین راه این است که از میانگین قیمت تمام محصولات را به دست آورده و سپس در فرمول حاشیه سود قرار دهید.

این نکته حائز اهمیت است که هرچه حاشیه سود یک شرکت بالاتر باشد، همانقدر آینده آن شرکت امیدوارکننده است. البته المان‌های بسیاری بر میزان نوسان این پارامتر تاثیرگذار است.

به عنوان مثال؛ کاهش هزینه‌های تمام شده برای تولید محصول و در مقابل افزایش قیمت محصول، از جمله پارامتر‌های افزایشی برای حاشیه سود یک شرکت به حساب می‌آیند.

توجه داشته باشید که برای کاهش قیمت محصول، بایستی کارهایی انجام شود که کیفیت محصول را مورد هدف قرار ندهد؛ به این معنا که کاهش هزینه‌های تولید نباید بر روی کیفیت محصول تاثیرگذار باشد.

منظور از حاشیه سود عملیاتی چیست؟

همانطور که قبل‌تر اشاره کردیم؛ یکی از انواع حاشیه سودهایی که قابل محاسبه است، حاشیه سود عملیاتی است.

در واقع برای محاسبه حاشیه سود عملیاتی، باید درآمد عملیاتی یک شرکت را بر فروش خالص آن تقسیم کنیم تا در نهایت، حاشیه سود عملیاتی به دست آید.

منظور از درآمد عملیاتی همان درآمد پیش از پرداخت بهره است و همچنین اگر هزینه کالای‌های مورد معامله را از میزان سود خالص از فروش یک شرکت کسر کنیم، سود عملیاتی به دست می‌آید.

هر شرکتی، براساس کسب‌وکار و نوع فعالیت خود در بازار، یک سری هزینه‌های جانبی نیز دارد که به آن هزینه‌های عملیاتی می‌گویند. به عنوان مثال؛ هزینه‌های اداری، بازاریابی، توزیع و… جزو هزینه‌های عملیاتی به حساب می‌آیند.

حال اگر هزینه‌های عملیاتی از سود ناخالص کم شود، سود عملیاتی محاسبه خواهد شد. علاوه بر این؛ اگر سود عملیاتی محاسبه شده در این مرحله را بر میزان فروش شرکت تقسیم کنیم، حاشیه سود عملیاتی به دست می‌آید که می‌تواند نشان‌دهنده توانایی یک شرکت در کنترل هزینه‌ها باشد.

مزایا و معایب استفاده از حاشیه سود

حاشیه سود یک شرکت، معیار خوبی از میزان سودآوری شرکت است.

در واقع؛ شما می‌توانید با در نظر گرفتن تمام هزینه‌های پرداخت شده از سوی شرکت جهت تولید محصول و میزان درآمد حاصل از فروش محصولات، یک دید کلی از میزان توانایی شرکت در کنترل هزینه‌ها به دست آورید.

اگر حاشیه سود شرکتی بالا باشد، به این معناست که قیمت‌گذاری محصولات مناسب بوده، هزینه‌های پرداختی برای تولید محصول به خوبی کنترل شده و در نهایت مدیریت در شرکت کارآمد بوده است. اما در مقابل؛ کاهش حاشیه سود یک شرکت، هشداری برای تغییر روند قیمت‌گذاری و هزینه‌های شرکت خواهد بود.

حال به سراغ معایب و محدودیت‌های حاشیه سود می‌رویم؛ یعنی دقیقا همان جایی که گاها فروش‌های یکباره شرکت، شرایط را تا حدودی فریبنده جلوه می‌دهد.

به عبارت دیگر؛ گاهی اوقات دیده می‌شود که شرکتی تحت تاثیر عواملی با فروش یکباره، توانسته حاشیه سود را در سطح بالایی برای خود نگه دارد. در صورتی‌که چنین حاشیه سودی برای آن شرکت واقعی نبوده و ناپایدار خواهد بود.

محدودیت دیگر در حاشیه سود، جایی است که شرکت‌ها مدل‌های تجاری متفاوتی داشته باشند. به عبارت دیگر؛ با محاسبه حاشیه سود، نمی‌توان مقایسه دقیقی از شرکت‌ها در صنایع مختلف را به دست آورد؛ بلکه شرایط سوددهی صنایع مختلف متفاوت خواهد بود.

سخن پایانی

حاشیه سود، یکی از فاکتورهای مهمی است که تحلیل‌گران در تحلیل‌های بنیادی از آن استفاده می‌کنند.

این فاکتور، معیار خوبی است که میزان سودآوری یک شرکت انواع حاشیه سود در بورس را نشان می‌دهد. همانطور که گفتیم؛ هر چقدر حاشیه سود شرکتی بالا باشد، کنترل و مدیریت خوبی در هزینه‌های پرداخت شده صورت گرفته است.

این اصطلاح در واژه‌نامه جامع بورسینس منتشر شده است.

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

آشنایی با مفهوم حاشیه سود در بورس و انواع آن

یکی از موارد بسیار مهم‌ و جذاب که در صورت سود و زیان شرکت‌های بورسی باید به آن توجه داشته باشید، حاشیه‌ی سود می‌باشد. این آیتم به معامله‌گران کمک می‌کند تا ببینند اوضاع شرکت در سال جاری و در آخرین صورت مالی چگونه بوده است. به بیان دیگر، حاشیه‌ی سود یکی از نسبت‌های مفید است که می‌تواند راجع به جنبه‌های مختلف عملکرد مالی یک شرکت به معامله‌گران بینشی عمیق بدهد. در این مقاله از سری مقالات آموزش بورس در چراغ می‌خواهیم به بررسی مفهوم حاشیه سود در بورس و انواع آن بپردازیم.

حاشیه سود در بورس چیست؟

حاشیه سود در بورس چیست

حاشیه سود

حاشیه سود در بورس یکی از پارامترهای مهمی است که توانایی یک شرکت در کنترل هزینه‌ها را به ما نشان می‌دهد. انواع مختلفی از حاشیه سود وجود دارد که در ادامه دو مورد از آن‌ها را بررسی خواهیم کرد. اما برای محاسبه‌ی حاشیه سودهای مختلف، کافی است تا انواع این سودها را بر فروش خالص شرکت تقسیم کنیم. نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که هرچقدر عدد بدست آمده در این فرمول بیشتر باشد، یعنی سوددهی شرکت مورد نظر در مهار و کاهش هزینه‌ها بیشتر بوده است. اما هرچقدر که عدد به‌دست آمده کوچکتر باشد، به معنای آن است که توانایی شرکت در کاهش هزینه‌ها بسیار کم بوده است. حاشیه سود همچنین می‌تواند جنبه‌های خاصی از استراتژی قیمت‌گذاری یک شرکت را مشخص کند. مثلاً حاشیه سود پایین حاکی از آن است که شرکت کالاهای خود را کمتر قیمت‌گذاری کرده است.

انواع حاشیه سود در بورس

انواع حاشیه سود در بورس

دسته‌بندی انواع حاشیه سود در بازار بورس

چند نوع مختلف از حاشیه سود در بورس وجود دارد که سرمایه‌گذاران، تریدرها و تحلیل‌گران از آن‌ها برای انداز‌ه‌گیری عناصر خاص سود یک شرکت استفاده می‌کنند. یکی از آن‌ها حاشیه سود خالص است و دیگری حاشیه سود عملیاتی. در ادامه هر یک از این موارد را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار خواهیم داد.

۱. حاشیه سود ناخالص

این نوع از حاشیه سود در بورس به ما کمک می‌کند تا بفهمیم که در خط تولید شرکت چه اتفاقاتی در حال وقوع است. در واقع این آیتم به ما نشان می‌دهد که آیا اوضاع کلی شرکت خوب است یا نه. حاشیه سود ناخالص از تقسیم «سود ناخالص» بر «درآمدهای عملیاتی» یا فروش خالص به دست می‌آید. در این فرمول منظور از سود ناخالص، درآمد منهای هزینه‌ی کالاهای فروخته شده شامل نیروی کار، مواد و هزینه‌های سربار است. حاشیـه‌ی سود ناخالص بیشتر برای در نظر گرفتن شرکت‌هایی که کالا تولید می‌کنند، سودمند می‌باشد.

۲. حاشیه سود عملیاتی

حاشیه سود عملیاتی، یک نوع محبوب دیگر از حاشیه سود در بورس است. حاشیه سود عملیاتی یک شرکت، که بازده فروش (return on sales) نیز نامیده می‌شود، معیار خوبی برای ارزیابی قدرت و موفقیت مدیریت شرکت و میزان ریسک‌پذیری آن است. این معیار، نسبت درآمدی که برای پوشش هزینه‌های غیرعملیاتی، همچون پرداخت بهره، را نشان می‌دهد. از این رو سرمایه‌گذاران و وام‌دهندگان توجه ویژه‌ای به حاشیه سود عملیاتی دارند. حاشیه سود عملیاتی از تقسیم «سود عملیاتی» بر «درآمدهای عملیاتی» یا فروش خالص به دست می‌آید. درآمد عملیاتی همان درآمد قبل از بهره و مالیات درآمدی است که بعد از کسر تمام هزینه‌های عملیاتی و هزینه‌های سربار، همچون هزینه‌های فروش و مدیریت اجرایی و همچنین هزینه‌های کالاهای فروخته شده (COGS) در صورت‌حساب‌ سود و زیان باقی می‌ماند.

سخن آخر

در این مقاله از سایت آموزش چراغ راجع به حاشیه سود در بورس و انواع آن صحبت کردیم. اگرچه محاسبه‌ی حاشیه‌ی سود و مقایسه‌ی آن با دوره‌های قبل یکی از سیگنال‌های بسیار مهم تشخیص سهام ارزنده در بورس می‌باشد. اما صرفاً با تکیه بر همین یک آیتم نمی‌توان برای خرید سهم اقدام کرد. نکته‌ی مهم دیگری که باید در نظر داشته باشید این است که محاسبه‌ی حاشیـه سود برای شرکت‌هایی که در حال ضرر کردن هستند، چندان مفید نیست. چرا که چنین شرکت‌هایی هیچ سودی ندارند. چراغ ، به عنوان نسل جدیدی از پلتفرم‌های آموزش و استخدام در تلاش است تا بیان و ارائه‌ی نکات و دوره های آموزش بورس به شما برای سرمایه‌گذاری و کسب سود در این بازار پر تلاطم کمک کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.