كيف تستثمر نقودك


كيف تستثمر نقودك

((نر-برده ای طاس در آرزوی داشتن موی شینیون کرده !! ))
شینیون، نمایشی است که روابط سادومازوخیسیتی درون مناسبات سلطه و استثمار را با زیبایی خشونت باری هویدا می کند.
قدرت مطلق و ناپیدایی، گروهی را اسیر کرده است تا از سرمایه وجودی شان(موی سر آنها) بهره کشی کند. آزادی استثمارشوندگان در گرو پر شدن تعداد مشخصی از جعبه ها با محتوی موی آنها است.جعبه ها به تعداد مورد نظر نمی رسد و وعده ی آزادی هرگز محقق نمی شود.
آنها تحت سلطه ی فتشیستی قدرت مطلق، به طور دایم ، موهای خود را می تراشند، آنقدر که دیگر توانایی رشد موهایشان از دست می رود. اما صرفا به فکر پر شدن جعبه ها هستند . به طور آزارخواهانه ای داروی رویش مو را به سرشان می مالند اما نه تنها دیگر اثری ندارد بلکه صرفا باعث سوزش و زخمی شدن پوست سرشان است .. این بردگان در حصاری مسدودی بهره کشی می شوند.. کوچکترین خطاهای آنها از طریق ناظر سلطه گر کنترل می گردد. سهمیه ناچیز سیگارشان قطع و وصل می شود. به دایره قرمز کوچکتری برای پاسخ گویی احضار می شوند . این بردگان برای ایستادن در جایگاه پاسخگویی دربرابر محضر ارباب ناپیدا و بی صدایشان ،به شدت با هم زد و خورد و رقابت می کنند! در آنها هراس و ناتوانی موج می زند. آنها هیچ کنشی و یا خواستی برای لغو نظم موجود بروز نمی دهند.
سلطه پذیران طاس،آمال و آرزوهای سرکوب شده شان را به شکل رازی شبانه ،مخفیانه در صفحه های مجله مدل آرایش مو، که روزها درمیان جعبه ها پنهان می کنند، ورق می زنند(دید می زنند!). لذت صرفا چشم چرانانه نیمه شب آنان از تماشای مدل موی کرنرلی، داشتن پشت مو و حتی مدل شینیون که برای یکی از این برده- نرینگان تراجنسیتی قلمداد می شود،راه . دیدن ادامه ›› به جایی نمی برد و به کنش عملی برای نجات از وضع موجود نمی انجامد. تصمیم گیری آنها در جهت درست و مسولانه اش مختل شده..به زودی می فهمند که رهایی شان امری موهوم است و در کمال وادادگی به خودویرانگری مهیبی دست می زنند..به نظر می رسد سابقه دارترین برده، به چنین زیست رقتباری خو گرفته و دل کندن از این وضعیت برایش دشوارتر از بقیه است.
***
شاید در طراحی حرکات این نمایش جای پیشنهادات متنوع تری وجود دارد ..در جاهایی حذف تکرارها و تنوع اجرای بدنی بازیگران به تند شدن آهنگ کار کمک می کند.
به نظرم صحنه هایی از فیلم هایی با مضمون رادیکال پرداخت مستقیم به خشونت جسمی از جمله مثلا سالو ،همراه با موسیقی آوایی کلاسیک جهت ارتقا حس آن در این نمایش تاثیرگذار بوده و بسیار کارکردی است .
متن و طرح شینیون در معرفی روابط سلطه ایده ی تابناک و در كيف تستثمر نقودك عین حال بسیار تلخ و واقع بینانه ای دارد ..
زبان و طراحی نمایش گاه شیطنت آمیز و بازیگوشانه است و تعلق اش به جهان نسل نوین آشکار.
به سیاوش حیدری و حسین پوریانی فر بابت این متن و طراحی اش تبریک می گویم.

اردشیر جان، ممنون از تحلیل زیبایی که نگاشتی.
من این نمایش رو سال گذشته در جشنواره تاتر دانشجویی دیدم.
عنوان انتخابی شما رو خیلی دوست داشتم ""نر-برده ای طاس در آرزوی داشتن موی شینیون کرده !! ""
یک تعریف کامل كيف تستثمر نقودك و عالی از نمایش شینیون :))

ابرشیر جانم از مطلب شوق آفرین و هیجان انگیزت لذت بردم و سپاسگزارم.

سیاوش حیدری عزیز سال گذشته هم اینرسی و هم صفر حالم را خوب کرد و امسال نیز شینیون پدیده ای جذاب بر این مجموعه افزود. برای شما آینده ای درخشان امیدوار و آرزومندم و پیرو فرمایش دوست گرانقدرم ابرشیر، بنده نیز به نوبۀ خود قدردانِ ذوق و ظرافت شما زبردستانم.

كيف تستثمر نقودك

تعزیری را که دادگاه رژیم اسلامی برای او تعیین کرده، متحمل شود.
وفا كيف تستثمر نقودك قادری در آستانه ٨ مارس روز جهانی زن در سال ١٣٩٢ به همراه عده‌ایی دیگر از فعالین کارگری بازداشت شد و یک ماه بعد او را با قرار وثیقه ٥٠ میلیون تومانی آزاد کردند؛ در ٢٠ فروردین سال ٩٢ دوباره برای آخرین دفاعیات در شعبه ٥ بازپرسی دادگاه سنندج حاضر شد که به یک سال حبس تعزیری محکوم شد؛ نهایتا دادگاه تجدید نظر حکم ٥ ماه را برای او صادر و او را به زندان بردند؛ رژیم اسلامی وفا قادری را به زندان برد تا برای مدتی از دست او خلاص شود؛ آنها وفا قادری را محبوس کردند تا مانع آگاهگری‌های طبقاتی وفا بشوند.

از یک طرف کارگری آگاه برای رفع تمامی بی‌حرمتی‌ها و بی‌حقوقی‌هایی که به توده کارگر می‌شود مبارزه می‌کند و از طرفی دیگر سرمایه‌داران و محافظان تا دندان مسلحشان می‌کوشند که صدای اعتراض وفا قادری ‌ها را خفه کنند؛ این یک جنگ تمام عیار است؛ از یک سو سرمایه‌داری با بهره گیری از تمامی امکانات و نیروهای سرکوبش جنایت می‌كند؛ سلاخی می‌کند؛ زندانیان سیاسی را اعدام می‌کند؛ کارگران آگاه و پیشرو را زندان می‌کند و خود که مسبب فقر و فساد و فحشا و اعتیاد در جامعه است؛ آدم‌های آسیب دیده جامعه را در انظار عموم به دار می‌آویزد تا بلکه به عمر ننگینش چند صباحی بیفزاید.
از سوی دیگر طبقه کارگر و فعالین جسور و پیشرو آن همه هزینه‌های روحی و جانی و مالی را متحمل می‌شوند و با الهام از سنت مبارزاتی خود خشت روی خشت می‌گذارند تا در صف متحد علیه استثمار و و فقر و توحشی که سرمایه‌داران به آنان رواج داده‌اند پایان دهند.
وفا قادری یکی از آن فعالین شریف و جسور کارگری است که چندین سال از عمرش را در سیاه‌چال‌های رژیم اسلامی سپری کرده است؛ اگر رژیم اسلامی می‌توانست با زندانی کردن یک کارگر آگاه مانع از اعتراضات و مبارزاتش بشود لابد چند سال پیش بایستی نتیجه می‌گرفت؛ رژیم اسلامی نیک می‌داند که با زندانی کردن کارگران پیشرو نمی‌تواند اعتراضات جنبش کارگری را خفه کند؛ كيف تستثمر نقودك زندانی کردن کارگران نه از سر قدر قدرتی رژیم اسلامی بلکه از سر استیصال اوست.
نرمش قهرمانانه این سیاست نرمش در خارج و سرکوب وحشیانه در داخل هم نمی‌تواند رژیم اسلامی را از این بحران سیاسی اقتصادی نجات دهد؛ اعدام زندانیان سیاسی قتل عام انسان‌های آزادیخواه جوهر وجودی رژیم اسلامی است؛ این تنها طبقه کارگر و مبارزاتش در یک صف متحد است که می‌تواند به ماشێن کشتار جنایت رژیم اسلامی پایان دهد؛ تنها تشکل طبقاتی کارگران است که می‌تواند در مقابل این توحش صف آرائی کند و رژیم اسلامی را با همه قوانین و نیروهای سرکوبش جارو کند.
وفا قادری؛ رضا شهابی؛ پدرام نصرالهی؛ بهنام ابراهیم‌زاده؛ شاهرخ زمانی؛ محمد جراحی و همه کارگران زندانی دیگر باید مورد بیشترین حمایت قرار بگیرند؛ این‌ها کارگران آگاه و پیشرویی هستند که با تحمل هزینه‌‌ای زیاد به امر مبارزاتی جنبش طبقه کارگر خدمت می‌کند؛ باید با تمام قوا از این رهبران و پیشروان جنبش طبقه کارگر حمایت کرد و در دفاع از آنها کمیته‌ها و نهادهای مختلفی ساخت و در سطح بین‌المللی کارزاری گسترده در حمایت از آن‌ها به راه انداخت.
این کارگران در زندان هستند اما فعالیت‌هایشان و به طبع افکار شێرین و انسانی‌شان کماکان در محیط کار؛ در درون کارخانه‌ها؛ در بین کارگران موج می‌زند و در ازای هر روز که آنها شرایط سخت و غیر انسانی حاکم در زندان‌ها را تحمل کنند دیواری از نفرت و بیزاری طبقاتی علیه سرمایه‌دران اسلامی ساخته می‌شود!
جای کارگران زندان نیست؛ کارگران زندانی و زندانیان سیاسی را باید آزاد کرد!كيف تستثمر نقودك

واکاوی تحلیلی مؤلفه‌های مؤثر در افزایش نقش سیاسی _ اجتماعی روحانیون اصفهان دوره قاجار(1210_ 1264ه.ق/1794_1896 م)

هدف: واکاوی مؤلفه‌های مؤثر در افزایش نقش سیاسی _ اجتماعی روحانیون اصفهان دوره قاجار(1210_ 1264ه.ق/1794_1896 م).

تبیین: یکی از گروه‌ها و طبقات اجتماعی که از گذشته‌های بسیار دور تاکنون در میان فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی جامعه ایران نقش مهمی داشتند، روحانیون بودند. در دوره قاجار این گروه اجتماعی در برخی از شهرها همچون اصفهان در مواجهه با مسائل زمانه در کانون توجه دیگر اقشار جامعه قرار گرفته بودند. تغییرات و تحولات داخلی و روابط بینالمللی ایران با کشورهای اروپایی فضای تأثیرگذاری را برای این گروه فراهم آوردند تا نقش فعال‌تری نسبت به گذشته ایفا کنند.

روش: این مقاله به روش توصیفی _ تحلیلی و برمبنای بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی به این سوالات پاسخ می دهد:

1. مؤلفه های مؤثر در افزایش نقش سیاسی _ اجتماعی روحانیون اصفهان دوره قاجار کدام هستند؟

2. روحانیون اصفهان چگونه با استفاده از این مؤلفه ها، توانستند جایگاه اجتماعی خود را مستحکم سازند؟

نتایج: فرض بر این است که برخی مؤلفه‌های مهمی همچون مشروعیتبخشی به حاکمیت، فتواهای دینی و سیاسی، مقابله با انحرافات دینی - فکری، برتری اندیشه اصولی بر اخباری و تبعات آن در جامعه، حمایت از گروه‌های كيف تستثمر نقودك مردمی در مقابله با حاکمان مستبد محلی، استبداد داخلی و استعمار خارجی و با توجه به فضای دینی و جایگاه روحانیون به عنوان تنها مرجع مسائل مختلف مردمی و نقش هدایت گری آنان برای توده مردم در مقابله با استعمار داخلی و استثمار خارجی، روحانیون این شهر موفق به استحکام بخشی پایگاه اجتماعی خود در این برهه از زمان و برای رویدادهای آینده شدند.

تازه های تحقیق

دوره حاکمیت قاجارها در ایران از ادوار مهم تاریخ ایران به شمار می‌رود، هم از لحاظ سیاسی، هم اقتصادی، اجتماعی و به ویژه دینی. بنای حکومتی که آقامحمّدخان در ابتدای قرن 13 هـ .ق در تهران پایه‌های آن را ریخت، در زمان جانشینانش مستحکم‌تر گردید؛ اما با فراز و فرودهایی همراه شد. علما با تأسیس حوزه‌های علمیه جدید در شهرها و رونق بخشیدن به حوزه‌های علمی پیشین، همچون شهرهای اصفهان، شیراز، همدان، کرمان، تبریز، مشهد، قم و ری حیات علمی جدید و کارکردهای دینی، سیاسی و اقتصادی نوینی را در این شهرها رقم زدند. علمای حوزه علمیه اصفهان مراجع بزرگ و آگاهی بودند که در حلقه درس آنان فراگیران علوم نقلی و عقلی متعددی حضور داشتند. شرایط و اوضاع جامعه و حضور علمای آگاه در این برهه از زمان، اصفهان را به یک کانون حساس و مهم برای كيف تستثمر نقودك علما تبدیل ساخته بود.

اوضاع سیاسی و اجتماعی دوره قاجار برای روحانیان فرصت مناسبی بود. بهره‌گیری خردمندانه از فرصت‌های پیش آمده در این دوره از سوی روحانیان، حمایت و - گاهی - نیاز حاکمان و سلاطین به پشتیبانی علما، به ویژه مراجع بزرگ تقلید، و قبول کاریزماتیک بودن روحانیان از سوی مردم بر جایگاه و نقش روحانیان در قرن 13 هـ .ق تأکید کرد.

عوامل ذیل خلاصه‌ای از فعالیت‌ها و تلاش‌های علما و روحانیان دوره قاجار و به خصوص عالمان دینی اصفهان در افزایش نقش سیاسی و اجتماعی‌شان در قرن 13 هـ .ق بود: 1. فعالیت پویای حوزه علمیه به ویژه در شهر اصفهان؛ 2. برتری اندیشه اصولی بر اخباری و تبعات ترویج اندیشه اصولیان؛ 3. کسب مشروعیت سیاسی‌ حاکمان از رهبران دینی؛ كيف تستثمر نقودك كيف تستثمر نقودك 3. مبارزه با وابستگی اقتصادی به خارج و حمایت از تولید ملی؛ 4. برخورد با جور حکام محلی و مرکز؛ 5. فتاوای جهادی در جنگ ایران و روس؛ 6. منبر به مثابه یک فرهنگ شفاهی؛ تقویت‌کننده جایگاه روحانیان؛ 7. مقابله با عقاید و فرقه‌های انحرافی؛ 8. خلعِ نهاد‌های قضایی و امنیتی و آموزشی در جامعه و ایفای این وظایف توسط علمای آگاه.

علمای اصفهان با دایر ساختن و فعالیت مستمرحوزه علمیه، توانستند طلبه‌هایی را آموزش دهند که هر کدام در مقاطع حساس دوره قاجار رفتار و عملکردشان مؤثر و راهگشا بود. این موقعیت‌ها، که در قالب چند مؤلفه‌ جای می‌گیرد، برگرفته از اوضاع داخلی و خارجی کشور بود. بخشی از این مؤلفه‌ها برخاسته از عملکردهای دولت و سیاست‌های منفعت‌طلبانه دولت‌های همسایه دور و نزدیک بود. بخش دیگر متأثر از آگاهی حاصل از علوم آموخته شده نزد روحانیان این شهر در راه جبران نواقص و کمبودهای دوره قاجار بود. چه بسا این رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها به صورت پنهان و آشکار گام به گام روحانیان را به جایگاه اصلی‌شان در بخش‌های گوناگون جامعه سوق می‌داد؛ امری که سال‌های نه چندان دور در صفوف انقلاب مشروطه و چندین سال ‌بعد در نهضت انقلاب اسلامی به منصه‌ ظهور رسید.

راه حل کارگری مساله ی کرد

طبقه ی کارگر برای ریشه کن کردن هر گونه استثمار مبارزه می کند و هدفش ایجاد دنیایی است که در آن برابری و آزادی حاکم باشد. مبارزه ی طبقه ی کارگر نبردی ریشه یی و عمیق است که بنیادهای جهان سرمایه داری را می لرزاند، آن ها را ویران می کند و در نهایت همه انسان ها و تمام ارکان جامعه را آزاد می کند. استثمار نیروی کار مهم ترین خصلت جامعه ی سرمایه داری است که در تمام کشورها کم و بیش و با نرخ های متفاوت جریان دارد. اما در بعضی کشورها علاوه بر استثمار یک نا برابری دیگر نیز وجود دارد که همان ستم ملی است. کشور ایران از این جمله است که اقوام مختلف آن همیشه از ستم ملی رنج برده اند. مردم کرد، ترک، بلوچ، عرب، قشقایی و غیره از جمله اقوامی هستند که در طول تاریخ با دو ستم مواجه بوده اند. یکی ستم ناشی از استثمار که مرز و محدوده ی جغرافیایی نمی شناسد و دیگری ستم ملی که با جغرافیا تعریف می شود. به این ترتیب کارگران این سرزمین ها علاوه بر مبارزه با استثمار یک مبارزه ی دیگر را نیز به پیش می برند که همانا مبارزه برای رفع ستم ملی است.

سابقه مبارزه با ستم ملی در کردستان

مردم کردستان از چند دهه ی پیش مبارزه برای رفع ستم ملی را آغاز کرده اند. در تاریخ شهریور 1321 گروهی از روشنفکران کرد در شهر مهاباد گرد هم آمدند و سازمان کومله ژیان کرد را تاسیس کردند. سه سال بعد در سال 1324 آن سازمان به رهبری قاضی محمد حزب دموکرات کردستان ایران را تشکیل داد که برای سه هدف مشخص مبارزه می کرد : 1.خودمختاری در چارچوب ایران. 2. زبان کردی به عنوان زبان رسمی در مناطق کردنشین. 3. اداره ی امور ملی به مدیریت منتخبین مردم. ماهیت طبقاتی آن جنبش -- که نوعی جنبش ملی- بورژوایی بود – به طور مشخص نمی توانست نه به رفع ستم ملی کمک کند و نه به هدف بزرگ تر زحمتکشان کردستان که همانا براندازی استثمار بوده، یاری برساند. شکست آن جنبش و همزمان شکست جنبش های مشابه آن در کردستان عراق و ترکیه و سوریه پدیده ی غیر منتظره ای نبود.

بعد از انقلاب 1357 و خیزش عظیم توده های ایران علیه رژیم وابسته ی شاه، بار دیگر کردستان ایران، همراه با سایر مردم زحمت کش به جوشش در آمد و رفع ستم ملی در سرلوحه ی مبارزات کردها قرار گرفت. پیشرفت و انکشاف مبارزه ی طبقاتی در سراسر ایران و از جمله کردستان مطالبات جنبش رفع ستم ملی را عمیق تر کرد و اگرچه جریان های ناسیونالیست بورژوایی کماکمان از خودمختاری و دموکراسی برای ایران دفاع کردند اما در سایر بافت های جامعه مطالبات رادیکالی شکل گرفت، از جمله جدایی دین از دولت ، آزادی زنان و برابری کامل حقوق آنان ، آزادی اندیشه و بیان، آزادی احزاب و تشکل های سیاسی و فرهنگی و صنفی و برابری کامل حقوق شهروندی طبق معیارهای پیشرو امروز ، انتخابی بودن کلیه ارگان های حکومتی و غیره.

در همین دوران مطالبات دیگری از جمله فدرالیسم نیز مطرح شد. اما چنان که ملاحظه می شود در هیچ بخشی از این برنامه ها ، کم ترین ساز و کاری برای رفع استثمار گنجانده نشده است. روشن ترین دلیل این موضوع به نظر من در این است که این جنبش ها ، هیچ کدام جنبش طبقه ی کارگر نبودند و نیستند و نمی توانند منافع اکثریت مردم زحمت کش و کارگر جامعه ی ایران را نمایندگی کنند. به همین خاطر است که می بینیم جریان های مشابه این ها در کردستان عراق به راه حل های امپریالیستی برای حل مساله ی کرد تسلیم می شوند و وضع فلاکت بار کنونی در کردستان عراق و شکست جنبش میلیتانت در کردستان ترکیه، همگی بیانگر شکست کلیه ی راه کارهای ناسیونالیستی است. مردم کارگر و زحمت کش کردستان در طول 60 سال گذشته آزمون و خطا و شکست انواع راه کارهای ناسیونالیستی ، قومی و فدرالیستی را دیده اند و حال وقت آن رسیده است که به راه كيف تستثمر نقودك کارهای کارگری برای رفع ستم ملی روی بیاورند. طبقه ی کارگر به عنوان یک طرف اصلی تضاد و مناقشه در جامعه ی سرمایه داری تنها نیرویی است که می تواند علاوه بر استثمار به کلیه ی ستم های ملی ، قومی هویتی و جنسی نیز پایان بدهد. ظرف ده سال گذشته – و به خصوص از اول ماه مه سقز به بعد – فعالان کارگری کردستان توانسته اند پرچم جنبش کارگری ایران را در سطح ملی ، منطقه ای و جهانی بلند کنند و از درون مبارزه ی طبقه ی کارگر پرچم مبارزه ی رفع ستم ملی را نیز از دست بورژوازی کرد بیرون بیاورند. این مبارزه یی است سخت و همه سویه که نباید به هیچ بهانه و ترفندی لحظه یی معطل شود. تجربه ی تلخ حوادثی که بعد از سقوط دولت تبهکار صدام حسین در عراق رقم خورده است تا عمیق تر شدن شکاف طبقاتی و وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی مردم در کنار فشار بر نیروهای آزادی خواه در حوزه ی جغرافیایی دولت حریم، به وضوح از شکست راه حل امپریالیستی- ناسیونالیستی مساله ی کرد حکایت می کند.

جنبش کارگری در کردستان از یک دهه پیش با تمام قوار به میدان آمده و تمام راهکارهای متکی به تفکر و نقشه عمل ناسیونالیستی كيف تستثمر نقودك مسلحانه و فدرالیستی را بلاوجه کرده است. این فعالان کارگری پیشرو به عنوان بخش آگاه طبقه کارگر در کنار جنبش کارگری رزمنده ایران در مجموع سازنده آن جنبشی هستند که تعیین کننده نهایی نبرد اصلی در جامعه سرمایه داری ایران و پایان بخشیدن به ستم ملی نیز هست. در کردستان دیگر رزمندگی نه از زبان اسلحه بلکه از اردوی کار و زحمت شنیده می شود. بیهوده نیست که در زندان ها نیز فعالان کارگری همچون پدرام نصراللهی و وفا قادری و خالد حسینی و غالب حسینی و جلیل محمدی و. . صدای آزادیخواهی را بلند کرده و پرچم مبارزه طبقاتی را بر افراشته اند. به نظر من جنبش کارگری در کردستان به تمامی در جنبش کارگری ایران ادغام شده و راه خود را در یک جنبش سراسری و همه گیر اجتماعی به رهبری طبقه کارگر یافته است. برای تحقق این هدف تنها راه حل وارد شدن به ایجاد تشکل های مستقل کارگری است.

و در نهایت باید تاکید کنم که راه حل مساله ی کرد و راه حل رفع ستم ملی نه در پشت پرده ی کنفرانس هایی است که با ابتکار سیاست مداران و از بالا در جریان است و نه در راه کارهای فدرالیستی و ناسیونالیستی است . راه حل مساله ی کرد و راه حل پایان بخشیدن به رفع ستم ملی در پیروزی جنبش کارگری خود نمایی می کند.


Google Balatarin Twitter Facebook
Delicious Donbaleh Myspace Yahoo

"هآرتس": الجيش الإسرائيلي يجد صعوبة في تحليل الواقع

تقول صحيفة "هآرتس"، في عددها الثلاثاء، "لغاية الآن، الجيش الإسرائيلي واجه صعوبة في تقديم أفكارٍ أساسية للتعامل مع موجة العمليات، ويبدو أنه من المتوقّع استمرارها. في هذه الأثناء، الآمال بأن يذوي العنف من تلقاء نفسه مع انتهاء شهر رمضان خابت".

الكاتب الإسرائيلي، عاموس هرئِل، يكتب في صحيفة "هآرتس" الإسرائيلية عن الذكرى الأولى لمعركة "سيف القدس"، ويحاول تصوير حالة "الجيش" الإسرائيلي الذي عمل على تصدير تقييمات غير واقعية للوضع ولنتائج المعركة، ويصف حالة الاحتلال جراء موجة العمليات الأخيرة في المناطق المحتلة، وكيف يمكن أن تؤثر على المستوى السياسي في القادم من الأيام.. وفيما يلي نص المقال كاملاً منقولاً إلى العربية..

موجة الإرهاب تفيد بأن الوضع في المناطق (الفلسطينية المحتلة – الضفة) لم يتغيّر بصورة مهمة بعد عامٍ على العملية في غزة. عندما تكون الحكومة في أزمات، والمؤسسة الأمنية والعسكرية تجد صعوبة في وقف الهجمات، فإن الخلافات يمكن أن تتفاقم بين المستوى السياسي والجيش.

لا يمكن فحص نتائج عملية "حارس الأسوار"، التي يصادف اليوم مرور عامٍ على بدئها، من دون النظر إلى الواقع الأمني في الأسابيع الأخيرة. هناك صلة واضحة بين الفترتين. صحيح أن جولة القتال الأخيرة في الجنوب خلّفت وراءها فترة طويلة نسبياً من الهدوء في غلاف غزة، وبدأت في أعقابها استثمارات اقتصادية استثنائية في البنى التحتية المنهارة في القطاع، لكن موجة العمليات الحالية في "إسرائيل" وفي الضفة الغربية، بتشجيعٍ فاعل من قيادة حماس في غزة، تفيد أن الوضع لم يتغيّر بصورة مهمة. في نهاية المطاف، "حارس الأسوار" ستُذكَر، هذا إذا ذُكرت، كتعادلٍ إضافي مُحزن، ضمن سلسلة مستمرة وربما لا تنتهي.

جولة القتال الأخيرة في غزة بدأت أصلاً في القدس. احتكاك لا لزوم له بين الشرطة وشبانٍ عرب، عند باب العمود وفي جبل الهيكل (الحرم القدسي)، ووفّر لزعيم حماس يحيى السنوار فرصة لصب الزيت على النار. عندما ناقضت حماس تقديرات الاستخبارات الإسرائيلية، وأطلقت 6 قذائف صاروخية على القدس، حكومة بنيامين نتنياهو وبيني غانتس الانتقالية ردّت بشدة.

واستمر تبادل القصف 12 يوماً أُطلقت خلالها آلاف القذائف الصاروخية على "إسرائيل"، وسلاح الجو قصف آلاف الأهداف في أراضي القطاع. أيضاً بعدما تحقق وقفٌ لإطلاق النار، بوساطة مصرية، لم يتغيّر الكثير ما وراء القتلى والدمار في الجانبين.

الإنجازات التي سجّلها كل طرف لنفسه كانت لها علاقة ضعيفة بالقصف المتبادل. السنوار حاول ونجح في كسر سياسة الفصل بين قطاع غزة والضفة الغربية التي اعتمدتها حكومة نتنياهو. القذائف الصاروخية التي أُطلقت على القدس أعطت الإشارة لمواجهات قاسية بين عرب ويهود داخل الخط الأخضر، وزادت تأييد حماس وسط العرب، ووسط الفلسطينيين في الضفة. إنجازه الثاني كان في نفس حقيقة بقائه حياً، ومنظمته بقيت واقفة على قدميها، في ختام جولة القتال.

صورة السنوار التي نُشرت بعد وقف النار، وهو يجلس على كرسيٍّ في مكتبه المدمّر، كانت مصحوبة برسالة متحدية: لا يغيّر شيئاً ما تفعله إسرائيل، حماس مستعدة لمواصلة الصراع. هذا كان السرد الذي التقطه الجمهور الفلسطيني، وإلى حدّ ما الإسرائيليون أيضاً.

في الواقع، كانت لحماس إنجازات عسكرية ضعيفة. غالبية الخسائر في "إسرائيل" نتجت عن قصف الصواريخ، بعضها نجح بالفعل في تشويش الحياة في الوسط لعدة أيام. غالبية محاولات حماس لإدخال مخربين عبر أنفاق إلى الأراضي الإسرائيلية، أو المهاجمة بواسطة مسيّرات، أو غوّاصين عبر الساحل الجنوبي، كلها أُحبطت. في المقابل، أيضاً النجاحات الإسرائيلية كانت محدودة، مقارنةً بالقصة التي يحاول الجيش الإسرائيلي سردها.

صحيح أنه وقعت أضرار لجهاز الأبحاث والتطوير في حماس، وأُصيب كثيرون من مسؤوليها، ودُمّرت أنفاق دفاعية وهجومية، وانتُزع شعور الأمان من قادتها في الأنفاق التي حفروها تحت الأرض، لكن في الحقيقة بهذا انتهى الموضوع. مسألة عملية مهاجمة "المترو" لا تزال مفتوحة ومشحونة. في الوقت الذي يصرّ فيه رئيس الأركان، أفيف كوخافي، على أنها كانت إنجازاً كبيراً، كثيرون في القيادة الأمنية يرون في القصف الكبير للأنفاق خسارة ذخرٍ استخباري حقق مقابلاً محدوداً فقط.

ترتيبات محدودة

بعد عام، وَضعُ "إسرائيل" مع حماس لا يزال مقلقاً جداً. صحيح أن حكومة بينيت – لابيد انفكّت عن العادة المُشينة من نقل دولارات بحقائب من قطر إلى السلطة في غزة؛ وفي المقابل أقرّت الحكومة خطوة دراماتيكية – دخول 12 ألف عامل وتاجر (وفي المستقبل 20 ألفاً) من القطاع للعمل في "إسرائيل" – إلى جانب ضخ أموال للاستثمار في البنى التحتية المنهارة، لكن "إسرائيل" فشلت في جهودها في الوصول إلى أكثر من ذلك. أولاً، حماس اكتفت بترتيبات محدودة وامتنعت عن حل مشكلة الأسرى والمفقودين المحتجزين لديها؛ وثانياً، قادة المنظمة واصلوا التحريض على عملياتٍ في الضفة وداخل "إسرائيل"، مثلما يحدث بزخمٍ أكبر منذ بدء الموجة الحالية.

"إسرائيل" اضطرت للرد على ذلك بوقف دخول العمال من غزة. هذا يعني أن سياسة الفصل فشلت إلى حدٍ كبير. لا يمكن التعامل مع غزة كساحة منفصلة والأمل بألا تواصل حماس التدخّل فيما يجري في الضفة. بالعكس، حماس لديها مصلحة مزدوجة في فعل هذا: من أجل الحفاظ على نار الصراع في "إسرائيل"، وكذلك بهدف إحراج السلطة الفلسطينية في رام الله وتقويض سيطرتها على الأرض.

إنها ليست انتفاضة جماعية، لكن يكفي هجوم قاتل واحد كل عدة أيام من أجل التقويض الكلّي لشعور الأمن الشخصي في الداخل الإسرائيلي، وبالنسبة لحماس هذا نجاح ضخم. من هنا الارتباك في "إسرائيل"، التي لا تنجح في ردع حماس عن التحريض عن بُعد، في خطابات قادتها وبواسطة الشبكات الاجتماعية. وهكذا أيضاً وُلدت مقترحات بحلولٍ سحرية، مثل اغتيال السنوار.

لصدّ الموجة

في البيانات الإعلامية، وكذلك في المشاورات الأمنية، تمسّك الجيش الإسرائيلي بخطٍ وحيد يشمل زعمَيْن: حماس لا تزال مردوعة بعد الضربة التي تلقّتها في "حارس الأسوار"، والصلة بينها وبين موجة الإرهاب الجديدة [الحالية] هي صلة غير مباشرة فقط. عملياً، يبدو أن الحاجة للدفاع عن إنجازات العملية الأخيرة تُشوّش تحليل الواقع الحالي. أيضاً في المستوى السياسي انتبهوا لذلك.

الوضع السياسي للحكومة في أسوأ حال: الائتلاف بالكاد ينجو، ومشاعر القلق وسط الجمهور تتزايد على خلفية موجة الهجمات، والإجراءات الهجومية جداً في الساحة الفلسطينية يمكن أن تُخرج القائمة العربية الموحدة من الحكومة نهائياً. لكن إحباط رئيس الحكومة، نفتالي بينيت، لا كيف تستثمر نقودك ينبع من ذلك فقط. في الواقع، من اللحظة التي بدأت فيها الهجمات، الجيش يبث بأن سلسلة الإجراءات الحالية ستكون كافية من أجل صد الموجة؛ تعزيز القوات على خط التماس، عمليات اعتقال في شمال الضفة، وعقوبات اقتصادية على القطاع.

لغاية الآن، الجيش الإسرائيلي واجه صعوبة في تقديم أفكارٍ أساسية للتعامل مع الأزمة، ويبدو أنه من المتوقّع استمرارها. في هذه الأثناء، الآمال بأن يذوي العنف من تلقاء نفسه مع انتهاء شهر رمضان خابت. وفي الشهر الجاري تنتظر مواعيد حساسة: يوم النكبة ويوم القدس [الإسرائيلي] (ومعه مسيرة الأعلام لحركات اليمين في البلدة القديمة).

في الخلفية يمثُل عدم الرغبة المفهوم في الأركان العامة في التورط في حربٍ لا لزوم لها، لكن على ما يبدو أيضاً الخشية من أن الحكومة في حالة أزمات متعددة ستواجه صعوبة في إدارة قتال لمدة زمنية. لكن كلما طالت الأزمة كلما برزت الفجوة بين الطريقة التي ينظر بها بينيت إلى الأمور، في مقابل وزير الأمن غانتس ومسؤولي الجيش الإسرائيلي. من المتوقع أن يزيد استمرار الهجمات من حدّة الخلافات، بطريقة تنزلق فيها إلى النقاش العام.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.